پشت چشمان تو ماهی خواب دریا دیده است

پشت چشمان تو ماهی خواب دریا دیده است
یا که دریا روی پلک چشم تو خوابیده است

مُشت مروارید اشکت وا شده بر گونه یا
موج،مُشتی از صدف بر ساحلت پاشیده است

در نبودم با کسی احوال پُرسی کرده ای
حال و احوال تو را جز من کسی پرسیده است

این همه تردید من زاییده ی تقصیر توست
تازگی ها چشمه ی احساس تو خشکیده است

قلب من که حامل عشقی نفس گیر از تو بود
طفل بی تابی به نام سوءِ ظن زاییده است

پشت چشمان تو ماهی خواب دریا دیده بود
کوسه ای رویای این بیچاره را بلعیده است...
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

می روم شاید كمی حال شما بهتر شودمی گذارم با خیالت روزگارم سر...

بارپروردگارا:به حرمت لحظه های شرمندگی سقای عطشان کربلا شفای ...

آرزویی که بنا نیست محقّق بشودمیتواند که همان حسرتِ مطلق بشود...

وای بر من كه به هر لحظه تو را می‌ بینمای غم حسرت رویای شب شی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط