«مرگ، روبروی زندگی نیست؛ بلکه بخشی از آن است.

«مرگ، روبروی زندگی نیست؛ بلکه بخشی از آن است.
درست مثلِ نقطه‌ی پایانِ یک جمله، که اگر نباشد، هیچ کلامی معنا نمی‌یابد.
ما نمی‌میریم که نابود شویم؛ می‌میریم تا «بودنِ» ما در ابدیتِ جهان ثبت شود.
ترس از مرگ، در واقع ترس از نزیستن است؛ وگرنه کسی که با تمامِ وجود زندگی کرده باشد، از این خوابِ عمیق و ناگزیر نمی‌هراسد. مرگ، تنها بازگشتِ قطره به آغوشِ اقیانوس است.»
نمی‌دانم حالم خوب است یا نه؛ و همین “نمی‌دانم”، سنگین‌ترین بخشِ ماجراست. یک جور بلاتکلیفیِ غریب میانِ “بودن” و “نبودن”؛ نه آنقدر غمگینم که اشکم سرازیر شود و نه آنقدر دلخوش که لبخندی بزنم. انگار در یک اتاقِ خاکستریِ بی‌پنجره گیر کرده‌ام. این خستگی، با خوابیدن و استراحت رفع نمی‌شود؛ از آن نوع خستگی‌هایی‌ست که در مغزِ استخوانِ روح رسوخ می‌کند. انگار روحم، چند فرسنگ عقب‌تر از جسمم، در راهی که آمده‌ایم، جا مانده است.
روزی فکر می‌کردم دنیا جایِ قشنگی است، اما حالا می‌فهمم که زیبایی، فقط دروغِ بزرگی بود که برای تحملِ این شکنجه‌گاه به ما فروختند. خشم، تمامِ سلول‌هایم را تسخیر کرده است؛ نه آن خشمی که دست به یقه می‌شود، بلکه خشمی که از درون ریشه می‌دواند و هر چه سبز بود را می‌سوزاند. من دیگر در چهره‌ی هیچ‌کسی، نوری نمی‌بینم. همه چیز خاکستری، کدر و زشت است. آدم‌ها شبیه به حفره‌های خالی هستند که فقط می‌خواهند خلاءِ خودشان را با تکه‌ای از روحِ تو پر کنند. من درِ این مغازه را برای همیشه بسته‌ام.
مدت‌هاست فهمیده‌ام آدم‌ها فقط از آدم‌هاي دیگر جدا نمي‌شوند؛
گاهي از خودشان جدا مي‌شوند، از نسخه‌اي که بودند، از دلي که داشتند.
و من …
من مدت‌هاست از خودم فاصله گرفته‌ام.
بدون اینکه بفهمم کي این فاصله آن‌قدر زیاد شد؛
که دیگر صدایم هم به خودم نمي‌رسد.
دیدی اهمیت میدی ، میدی ، میدی
یهو دیگه نسبت به همه‌چی بیخیال میشی ؛
الان دقیقا اون نقطم !
یه بیخیالم که بزرگترین ترسای زندگیم الان شدن اتفاقایی که هر لحظه منتظرشونم .
دیدگاه ها (۱۸)

مگر چشمانِ تو چه فرقی داشت... که هر بار نگاهت کردم، دلم آرا...

سلام و احترام 🌻سلام امام زمان، حضرت مهدی جان♥️گاهی یک نام، ب...

«ما مدت‌هاست یادمون رفته بارون تماشاییه.»⛈شاید زیباترین حرفِ...

گاهی آدم دلش می‌گیرد، نه از یک اتفاق خاص، بلکه از تمام چیزها...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

بعضی آدم‌ها فقط در یک شهر زندگی نمی‌کنند؛آن‌ها خودِ آن شهر م...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط