پارت هفدهم

پارت هفدهم
《Custom kiss》
×چیزی شده؟!

+نه فقط میخواستم بپرسم کی میاید تحویل میگیرید؟

×چهارشنبه ظهر تحویل میگیرم..
نیشخند میزنم با چرخوندنه دستگیره میرم بیرون..

+چند لحظه از حرفی که زده بود و خروجی که از مغازه ام داشت هنگ منگ بودم و بعد به خودم اومدم...

+چند بار پلک زدم تا متوجه اوضاع بشم و بعد...

+یعنی چی چرا باید اینقدر کم وقت بده..چهارشنبه تحویل میگیرم..هه سه روز؟

+دقیق بخوام بفهمم تقریبا دو روز وقت داده بود.. یعنی چی خودش برا اومدن به اینجا دوهفته ویندوز آپلود میکرد که بیاد یا نیاد..

+اونوقت برا من باید..
یلحظه از غر غر کردنای که داشتم میزدم مکث کردم و با خودم گفتم..

+شاید هنوز نرفته باشه..تا بتونم حداقل یکم وقت بخرم برا درست کردنش...

+قدم هام رو سریع سریع برداشتم و خودم رو رسوندم جلو در و همینکه خواستم دستگیره در رو باز کنم..

+صبر کن..تهیونگ داری چیکار میکنی؟..
من نباید اینکار رو بکنم..

+اگه خودش از عمد اینکارو کرده باشه چی؟

+اگه خودش اینقدر کم وقت داده باشه که من اعتراض کنم چی؟

+یا اگه اصلا امتحانم کرده باشه که تو این چند روز از پسش برمیام یانه چی؟

+از فکر رو خیال بیرون اومدم..دستم رو که ثابت رو دستگیره مونده بود رها کردم و مشت کردمش..

+با خودم گفتم..
مطمئنم که تو از پسش بر میای..چون تهیونگی..

+برگشتم و رفتم سمت میزم و یه نگاه به چرما انداختم..

+خوش بختانه از قبل هرچی چرم تو دنیا بود و نبود رو خریده بودم و الان وسایل های مورد نیازم راحت دم دستم بود..

+تصمیم گرفتم از این وقت کم و گران بهام به نحوه احسنت استفاده کنم تا بتونم خودم رو بهش ثابت کنم..

+تا بتونم از اون پوزخندای که میزنه..
از اون حرصی که بیخودی سرم میکشه..
و خیلی چیزای دیگه که فکر میکنه از پسش برمیام رو..

+بدونکه سخت دارم تلاش میکنم و میتونم از پسش شون بربیام...

+از فکر رو خیالم زدم بیرون دست به کمر وایستادم...

+لبم رو جمع کردم و شروع کردم به کار کردن...

+اول از همه چرم کروکدیل..

+چرمی که خیلی گرونه ولی خوش بختانه من به لطفه یه نفر تونستم مثل همیشه گیرش بیارم..


[[فلش بک به یک هفته قبل]]
+امروز نوبت خرید چرم بود..پس دیگه بدون معطلی دستگیره در رو چرخوندم و وارد مغازه اش شدم...

+به محض ورودم...لبخند خیلی بزرگی زدم، در حدی که چشمام داشت بسته میشد..

+سلام اجوشی...خیلی خوشحالم دوباره میتونم ببینم تون..

+با چشمای که از پشت عینکش دیده میشد...لب خند زد و گفت..

اجوشی: اوو پسرم..خیلی وقته ندیدمت..دیگه خیلی کم بهم سر میزنیاا.. کمکی از دستم بر میاد؟

+اجوشی یا بهتر بگم گه سان یکی از دوستای قدیمی پدرم بود..

+دوستای که الان به خاطر شرایطی از هم دور شده بودن اما هنوز بهم احترام میزاشتن..

+ولی من به اینجا نیومده بودم که به اینجور چیزا فک کنم یا ازش سوال بپرسم، صاف وایسادم..

+من ازتون چرم میخوام..

+اجوشی به محض شنیدن درخواستم لبخندش کمی کمرنگ شد چشمامش رو به زمین دوخت و دستاش رو دور زانوهایش چرخوند..

گه سان:اوو البته هرچی می که بخوای دارم..هرچقدر لازم داری بردار..گرون بودنش اصلا مهم نیس

+جمله اخر رو آروم گفت و بعد خودشم خنده اش گرفت که با خنده ی اون منم خنده ای گرفت..

+باید هرچه سریع تر چرم ها رو انتخاب میکردم و با تارا که قرار گذاشته بودیم بریم دوچرخه سواری...میرفتم...

+عاام..خوب راستش انواع چرم هاتون رو میخواستم...

+قراره به این زودیا یه مشتری داشته باشم که کله گنده ست

+اجوشی از حرفم خنده اش میگیره و میگه...

گه سان: اوو تهیونگ پسرم هرچی میخوای بردار...صرفا تنها مشتری وفادارم توی...

+لبخند میزنه که همینکارش باعث میشه چین و چروکاش مشخصه بشه...

+منم لبخند میزنم و به نشونه ی احترام تعظیم میکنم و میگم...

+ممنونم...

+اجوشی تنها چرم فروشی بود که انواع چرم هارو داشت..از چرم سبک بگیر تا چرم های نیمه سنگین و سنگین...

+از اونجایی که چرم کروکدیل یه چرم طبیعی سنگین بود؛ خیلی کمیاب پیدا میشد و به علت کمیاب بودنش خیلی گرونه...

+اما از اونجایی که خوش شانسم...اجوشی یکی از کمیاب ترین مغازه های بود که از هرچرمی توش پیدا میشد...

+و نسبتا به خیلیا ارزون می فروخت و همین کارم رو راحت میکرد تا زمان کمتری خرج وقتم کنم...

+من یه چرم کروکدیل میخواستم...

+اجوشی دستاهاش رو زانوهایش گذاشت و اومد سمتم...

اجوشی: هرکدوم رو میخوای برادر فقط...

^پایان^
#فیک_رمان_بی_تی_اس_Coustom_kiss_از_تهکوک_کوکوی_ویکوک
دیدگاه ها (۲)

‏🐰[۰۰:۵۷ به وقت کلمبیا]تو پرواز غذا خوردم، کوکپاب* هم داشت، ...

آمده ام ، آمدنم بهر چه بودنه جدی ، متنفرم از اینکه دارم عمرم...

هعی یه اعتراف ؟ *والا فکر کنم کلا در حال اعترافم ولی خبهر وق...

سلام البته ما مردم هم باید فرهنگ درست مصرف کردن از آب این نع...

عاشقانه های شبنم

#تپش.قلب.منPart 7 تهیونگ:قرار نیست عصبی بشی هم یه که هست بیب...

‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ★‌𝓣...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط