🍁بین خودمان باشد عاشق که شدم مردم🍁

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردم
او خیره به من زل زد من نیز تکان خوردم

بین خودمان باشد دل محونگاهش شد
تا خواست بجنبد دل افتاده به دامش شد

بین خودمان باشد آبم شد و نانم شد
مثل خوره ام میخورد غارتگر جانم شد

بین خودمان باشد باهم به سفر رفتیم
هی این ور و هی آن ور کارون و خزر رفتیم

بین خودمان باشد او راز و نیازم شد
هنگام عبادت او مقصود نمازم شد

بین خودمان باشد از روی دلم رد شد
آن روز که اومیرفت انگار هوا بد شد

باران خزان آن روز بر پنجره ها میکوفت
غم بود در آهنگش انگار دلش میسوخت

بین خودمان باشد میگفت که مجبورم
میگفت دلم تنگ است وقتی زتو مهجورم
دیدگاه ها (۱)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت اول: برخوردِ تقدیر[دیدگاه تهیونگ]سلا...

ترکم نکن

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زل زد من نیز ...

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زل زد من نیز ...

بین خودمان باشد عاشق که شدم مُردماو خیره به من زل زد من نیز ...

بین خودمان باشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط