هرباررد بغض هامو گرفتم به آشنا رسیدم

هربار،رد بغض هامو گرفتم‌ به آشنا رسیدم‌...
رد زخم‌هایم را گرفته‌ام و به آشنا رسیده‌ام،

رسیده‌ام به کسانی که به آنان خوبی فراوان کرده‌ام، رسیده‌ام به آنان که روی معرفت و شعورشان، حساب میکردم!!

رد بغض هامو گرفتم‌ به آشنا رسیدم‌...
تو این روزگار عجیب
هیچ چیز از هیچکس بعید نیست...
دیدگاه ها (۱)

«دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده...»گم شدن، گم کردن.چرا از ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنـده زاد و فـریبــا بمیــردشب...

ادمی که هر چیزی رو به تو ترجیح میده دوست ک نداره هیچبراش هیچ...

پرنده افسون شده_۲۳_

رمان بغلی من پارت ۱۳۸و۱۳۹و۱۴۰ستایش: خاک تو سرم دیانا محکم به...

łõvē ťımê 🕰️ võlĉa writer ✒️🇰🇷 pŧ:⁹(انیآ) دنبال کردم...رسیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط