به دوش دل غم عشق بارها دارم

به دوش دل غم عشق بارها دارم
هنوز با دل سرسخت کارها دارم

در انتظار توام دیده شد سپید و هنوز
ز تیره بختی خویش انتظارها دارم

به رغم گریه که چون دل در اختیارم نیست
به سر سپردن خود اختیار ها دارم

خزان مکن گل عشق و امید من که هنوز
جوانم و هوس نوبهار ها دارم

شب فراق تو با شاهدان شعر خیال
به رغم وصل تو بوس و کنار ها دارم

چه وصل بود که بگذشت چون شب مستی
چه خواب خوش که هنوزش خمارها دارم

به سان لاله که از خاک گلرخان روید
به دل ز داغ غمت یادگارها دارم
دیدگاه ها (۰)

یه شبایی تو زندگی هست که وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی ...

نه آنقدرها نزدیکی که بشودبه بودنت دلخوش کرد..نه آنقدرها دوری...

اگر قرار است قانونی برای شاد بودن داشته باشید ، بگذارید این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط