نه آنقدرها نزدیکی که بشود

نه آنقدرها نزدیکی که بشود
به بودنت دلخوش کرد..
نه آنقدرها دوری که بتوان
نبودنت را باور کرد!
هستی و نیستی...
نیستی و هستی...

به گمانم،
بلاتکلیفی نامِ دیگر توست‌ ...!
دیدگاه ها (۰)

حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاستهزار شعله ی سوزان و آه ...

دلم گرفتهدلم عجیب گرفته است ...و هیچ چیز،نه این دقایق خوشبو،...

یه شبایی تو زندگی هست که وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی ...

به دوش دل غم عشق بارها دارم هنوز با دل سرسخت کارها دارم در ا...

من وما ازهم جداهستیم،دو دست مسئله‌ای را سخت کرده‌اند؛ چپ راس...

به نام خداوند زیبایی…او عشق است؛نه عشقی که انسان‌ها تعریفش ک...

"مرضیه جانم"تو برای من فقط یک اسم نیستی؛تو همان حس قشنگی هست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط