ای کاش خنده دوره کند عالمِ تو را

ای کاش خنده دوره کند عالمِ تو را
هرگز نیاید آنکه ببینم غَمِ تو را
در نزد من بخند که جز خنده چاره نیست
من از بَرَم ظرائف و پیچ و خَمِ تو را
وصل است زندگی به نفس های گرم تو
حتما مسیح داشته با خود دمِ تو را
قُلّه نداشت تاج سر و من به عشق تو
رفتم به تارَکَش بزنم پرچمِ تو را
تو فصل دیگری که به تقویم ها نبود
خواهانم از فصول جهان مُوسَمِ تو را
دستان من پس از گذر سال ها هنوز
آغشته است عطرِ گُلِ رز تو را
دیدگاه ها (۷)

یاد عزیزسفرکرده ام نکند که شب بیاید، بروی تو ناگهانینکند که ...

‍ مادرم مرکز یک دایره پرمعناست مادرم بوی بهشت، بوی تمام گل‌ه...

‍ سال‌ها ست که رفته ایاما هنوز در کارگاه خیالمکوزه گری می کن...

سحراست و کنار تو عسل لازم نیستکافیست یکی بوسه بغل لازم نیستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط