نام فیک: مافیای جذاب من
نام فیک: مافیای جذاب من
Chapter: 2
Part: 29
_از کجا فهمیدید؟
φمدرک پیدا کردم
_اها باشه.. خب کی میاید؟
φمن امشب میرسم کره
_خوبه
φکی بهش حمله میکنی؟
_باید مدارک رو چک کنم اول
یدفعه صدای اقای دال تغییر کرد و با صدای بلند گفت:
φچرا؟ میخوای دست دست کنی که فرار کنه؟ *بلند
_براش به پا گذاشتم نمیتونه از من فرار کنه.. حالا شما بیاید ما مدارک رو میبینیم بعد شاید اشتباه باشه
φیعنی تو به من اعتماد نداری جونگکوک*بلند
_عمو این چه حرفیه.. اتفاقا اعتماد دارم توی این وضعیت که می سو رو اوردم پیش خودم نمیتونم بدون نقشه عمل کنم می سو هنوزم سان ها رو دوست داره نمیخوام اینطوری ازم دور بشه باید به اونم ثابتش کنم دیگه
φباشه.. هرماری دوست داری بکن ولی بعدش فرار کرد و رفت و می سو هم رو دزدید اونوقت میگی که ای کاش به حرف من گوش میکردی
_حواسم هست..کی میرسید بیام دنبالتون؟
φخودم میام نصف شب میرسم
_باشه هرجور راحتید*تلفن رو قطع کرد
به مین نگا کرد و بعدم از روی صندلی بلند شد.
€اگر مدارک واقعی باشه چی؟
_نمیدونم ولی از ریاکشنش میفهمم که داره یچیزی رو دروغ میگه یا یکاری قراره بکنه.. نمیتونم به هیچکدومشون اعتماد کنم
€الان با سان ها میخوای چیکار کنی؟
_ی چند نفر رو بزار که وقتی یجایی تنها بود یا فقط با چند نفر بود ، بگیرنشو با خودشون بیارنش
€بعدش؟
_بعدش هم مدارک رو چک میکنیم اگر اشتباه بود به روی عمو نمیاریم و میگیم که مثلا سان ها رو گرفتیم و خودمون به این مسئله رسیدگی میکنیم.
€اما اگر سان ها بهمون مدرک نده که نمیتونیم به عمو تهمت بزنیم که
_میدونم.. باید فعلا سان ها رو گیر بیاریم بعدش میفهمیم کی راست میگه کی دروغ میگه
€اما جونگکوک
همینجوری که حرف میزدند به سمت ماشین میرفتن.سوار ماشین شدن و جونگکوک ماشین رو روشن کرد و راه افتادن.
_بله؟
€اگر واقعا عمو قاتل باشه..
_اگر باشه باید دلیلشو ازش بپرسم بعدم.. بکشمش
€واقعا میخوای بکشیش؟
_اون این همه سال پدر و مادرم رو از من گرفت حتی خودش هم پیش من نبود فقط از خارج بعضی موقع ها میومد به من سر میزد یکم میموند و برمیگشت دوباره خارج..
€بهت حق میدم ولی به هرحال اون با پدرت خیلی دوست های صمیمی بودن عمرا این کار رو کرده باشه
_امیدوارم..
ادامه دارد..
ঞحمایت یادتون نرهঞ
Chapter: 2
Part: 29
_از کجا فهمیدید؟
φمدرک پیدا کردم
_اها باشه.. خب کی میاید؟
φمن امشب میرسم کره
_خوبه
φکی بهش حمله میکنی؟
_باید مدارک رو چک کنم اول
یدفعه صدای اقای دال تغییر کرد و با صدای بلند گفت:
φچرا؟ میخوای دست دست کنی که فرار کنه؟ *بلند
_براش به پا گذاشتم نمیتونه از من فرار کنه.. حالا شما بیاید ما مدارک رو میبینیم بعد شاید اشتباه باشه
φیعنی تو به من اعتماد نداری جونگکوک*بلند
_عمو این چه حرفیه.. اتفاقا اعتماد دارم توی این وضعیت که می سو رو اوردم پیش خودم نمیتونم بدون نقشه عمل کنم می سو هنوزم سان ها رو دوست داره نمیخوام اینطوری ازم دور بشه باید به اونم ثابتش کنم دیگه
φباشه.. هرماری دوست داری بکن ولی بعدش فرار کرد و رفت و می سو هم رو دزدید اونوقت میگی که ای کاش به حرف من گوش میکردی
_حواسم هست..کی میرسید بیام دنبالتون؟
φخودم میام نصف شب میرسم
_باشه هرجور راحتید*تلفن رو قطع کرد
به مین نگا کرد و بعدم از روی صندلی بلند شد.
€اگر مدارک واقعی باشه چی؟
_نمیدونم ولی از ریاکشنش میفهمم که داره یچیزی رو دروغ میگه یا یکاری قراره بکنه.. نمیتونم به هیچکدومشون اعتماد کنم
€الان با سان ها میخوای چیکار کنی؟
_ی چند نفر رو بزار که وقتی یجایی تنها بود یا فقط با چند نفر بود ، بگیرنشو با خودشون بیارنش
€بعدش؟
_بعدش هم مدارک رو چک میکنیم اگر اشتباه بود به روی عمو نمیاریم و میگیم که مثلا سان ها رو گرفتیم و خودمون به این مسئله رسیدگی میکنیم.
€اما اگر سان ها بهمون مدرک نده که نمیتونیم به عمو تهمت بزنیم که
_میدونم.. باید فعلا سان ها رو گیر بیاریم بعدش میفهمیم کی راست میگه کی دروغ میگه
€اما جونگکوک
همینجوری که حرف میزدند به سمت ماشین میرفتن.سوار ماشین شدن و جونگکوک ماشین رو روشن کرد و راه افتادن.
_بله؟
€اگر واقعا عمو قاتل باشه..
_اگر باشه باید دلیلشو ازش بپرسم بعدم.. بکشمش
€واقعا میخوای بکشیش؟
_اون این همه سال پدر و مادرم رو از من گرفت حتی خودش هم پیش من نبود فقط از خارج بعضی موقع ها میومد به من سر میزد یکم میموند و برمیگشت دوباره خارج..
€بهت حق میدم ولی به هرحال اون با پدرت خیلی دوست های صمیمی بودن عمرا این کار رو کرده باشه
_امیدوارم..
ادامه دارد..
ঞحمایت یادتون نرهঞ
- ۵۳۸
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط