عــشــق مـهـربـون مـن!

عــشــق مـهـربـون مـن!
نـمـیـدونـم چـجـوری بـگـم ولی وقـتـی کـه واسـه اولـیـن بـار بـاهـات حـرف زدم، فـکـرشـو نـمیـکـردم کـه انـقـد منـو دلـبـسته ی خـودت کنی.
تـو بـاب دلـمـی
تـو بـهـتـرین مـنـی
تـو یـکـی یـدونـه ی مـنـی
مـن بـا تـو فـهـمـیـدم اون آدم امـنـی کـه هـمـه راجـبـش حـرف مـیـزنن یـعـنـی چـی!
تــو هـمون حس قـشـنـگ زندگـیـمی که عـاشـقـشـم،
عاشـقـه چشـات، نگـات، مهربونیات.
آرومه جونه من، خیلی عاشقتما...♥️🖇

بوقتـه نـاااااب تـریـن تـقـویم سـال🌟
تــولــدت مـبـارك دورتـریـن نـزدیـک مــن...!🎈
دیدگاه ها (۱۴)

تــو در جــانِ مـنـی!شـبیه تـپـش هـای بـی امـانِ قـلـبـم...ش...

گـره بـزن خـودت را بـه آغـوشـم!دلـم نـمـیـخـواهـد....دسـت هـ...

تــو نـهـایـت عـشـقـینـهـایت دوسـت داشـتـنو در لـابـه لـای ا...

تـعـریـف دیـگـری بـرای عـشـق نـمـی یـابـم!جـز این کـه بـا هـ...

chapter 2p33ا.ت، با صورتِ خیس از اشک، تویِ آغوشِ تهیونگ فرو ...

part2نیلا با گریه به سمت اتاق رفت وقتی وارد اتاق شد درو از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط