پارت سوم

پارت : سوم
ته یونگ : اوه.... سال ها بود به این اسم صدام نکرده بودین ، بانوی من( مود من :عررر🥹)
جنی: اگر میشد انتقام این حسرت چند ساله رو از سرنوشت بگیرم حتما می‌گرفتم...
ته یونگ: حسرت چی؟.. بانو جنی...
( جنی میخواست حرف بزنه که مادرش صداش کرد تا بره بیرون از سالن)
جنی : متاسفم جناب کیم ، باید برم
تهیونگ: خواهش میکنم... راحت باشید
( جنی می‌ره بیرون پیش مادرش )
( خوشبختانه چه مامان جنی و چه مامان ته هردوشون ادمیزادننن)
مادر جنی: از انتخابات مطمئنی؟
جنی: از چی ؟ .. انتخاب چیه ؟ ( بچم هنوز تو فکر ته است😂)
مادر جنی( با لبخند): از انتخاب همونی که الان اینجوری هوش و حواستو گرفته..( ریز می‌خنده)
جنی : نه بابا ، اونجوری که تو فکر می‌کنی نیست .. چیزه .. اون فقط برای بچگی بود...( خوشبختانه ت بانو دروغگوی خوبی نیست😂)
مادر جنی: آه بیخیال .. از خودت پنهون نکن ، تا دیر نشده بدستش بیار ، شاید فکر کنی به خاطر اینکه زود ازدواج کنی اینو میگم اما نه ، دختر یکی یدونم رو همینجوری نمی‌دم بره ، اون پسری که من دیدم و میشناسم قلبش فقط برای توعه....
جنی: اصلا از کجا آنقدر مطمئنی که عاشقمه ؟
مادر جنی : کسی که عاشق نباشه ، راه قلبش بازه ، اما کسی که عاشقه ، قلبش و چشم و روحش فقط برای یک نفره ، برای ته اون دختر تویی..
جنی : از کجا فهمیدی؟
مادر جنی : اوفف از دست تو ، حالا هی انکار کن ، الان یکاری میکنم خیلی خوب بهت ثابت بشه ...
جنی : چی کار میخوای بکنی ؟

...................................................................

بنظرتون مامان جنی چی کار میکنههههه؟😂
یالتون راحت به سه تا لایک برسه پارت بعدی رو همین الان میزارم 🌚
یعنی اصلا این فیک خیلی قشنگه ، قراره یکی از خالص ترین عشق ها رو نشونتون بدم🥹✨
#فیک
دیدگاه ها (۱)

پارت : چهارم مامان جنی: الان میبینی ، برو تو تا بفهمی جنی: آ...

پارت :پنجم( بلاخره مراسم تموم شد ، و همه برگشتن ، و حالا ته ...

الان میزارم پارت جدید رو🥹😂

عزیزممممم چی شد؟🤫😂الاناست که پارت جدید فیک رو بزارممم🥹

بانو جانگ دونگی رو مقام نداد باهاش مهربون نبود بعد برادرش او...

فکر می کنی اون معتادایی که الان کز کرده تو خیابون میبینیم، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط