P
P.2
_
جونگکوک: میدونی چرا اومدیم اینجا؟
لیلی: هوم چرا؟
جونگکوک: امشب شبی عه که ماه قراره طلوع کنه)
لیلی: مگه ماه هم طلوع میکنه؟!
جونگکوک: ماه من خیلی وقتی که واسم طلوع کرده، ایندفعه نوبت ماه آسمونه)
لیلی از حرف کوک خجالتی کشید.
که یدفعه جونگکوک اشاره ای به آسمون کرد و گفت:
اینم از ماه آسمون بالا سرمون.
هردو غرق زیبایی ماه شده بودن.
جونگکوک: خیلی وقت بود که به دنبال ماهت بودم آسمونم)
لیلی دست کوک رو محکم گرفت و بوسید.
لیلی: دوستت دارم.
جئون لبخند خرگوشی زد.
_
ادامه دارد... .
_
جونگکوک: میدونی چرا اومدیم اینجا؟
لیلی: هوم چرا؟
جونگکوک: امشب شبی عه که ماه قراره طلوع کنه)
لیلی: مگه ماه هم طلوع میکنه؟!
جونگکوک: ماه من خیلی وقتی که واسم طلوع کرده، ایندفعه نوبت ماه آسمونه)
لیلی از حرف کوک خجالتی کشید.
که یدفعه جونگکوک اشاره ای به آسمون کرد و گفت:
اینم از ماه آسمون بالا سرمون.
هردو غرق زیبایی ماه شده بودن.
جونگکوک: خیلی وقت بود که به دنبال ماهت بودم آسمونم)
لیلی دست کوک رو محکم گرفت و بوسید.
لیلی: دوستت دارم.
جئون لبخند خرگوشی زد.
_
ادامه دارد... .
- ۱.۱k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط