امّـا چه سکوت های بیجایی..

امّـا چه سکوت های بیجایی..
کـه فریـادش گلوی خودمان را جـر داد..
چـه نفهـم بازی هایی که فهمیدنشان..
رگهای مغـز خودمان را پاره کـرد
و چـه خنـده هایی که شب..
بغـض ها از ما شکانـد..!
غـــــــم تاابد#
دیدگاه ها (۰)

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

#این پاییز لعنتی...فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

My professorChapter:2Part:103رو به روی هم نشسته بودیم.اونقدر...

🌸 دوست🌸زندگی ما پر از آدم های معلّق است. آدم هایی آویخته از ...

RESPECT OR DIE : پارت چهارمنیلا چند ثانیه همان‌جا ایستاده بو...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

عاشقانه های شبنم

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۷: سایه‌هایِ خونینصبحِ روزِ بعد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط