(پارت هفتم)
(پارت هفتم)
to mal mani
(پرش زمانی به توی ماشین)
ویو الیزابت*
خیلی گرمم بود برای همین به کوک گفتم که کولر روشن کنه،، خیلی خوابم میومد پس گرفتم خوابیدم و سیاهیی
ویو کوک*
وقتی رسیدیم به الیزابت گفتم که رسیدیم ولی جواب نداد نگاش که کردم دیدم خوابه.
کوک: الیزابت الیزابت(اروم)
الیزابت: ...
کوک: الیزابتتت(کمی بلند)
الیزابت: ها چیه چیشده(ترسیده)
کوک:(خنده) رسیدیم.
الیزابت: اها خب باشه بریم..
(پرش زمانی به موقعی که الیزابت داره لباس عروس انتخاب میکنه)
ویو الیزابت*
لباس عروس های خوشگلی داره باید پرو کنم(پرو درسته؟😭)
رفتم پرو کردم و بعد اومدم بیرون
کوک سرش توی گوشیش بود
الیزابت: کوک
کوک: بل.. ه
ویو کوک*
وقتی الیزابت اومد محوش شده بودم انقدر که خوشگل شده بود
کوک: همین عالیه همینو میخریم
الیزابت: عا باشه
(پرش زمانی به توی ماشین)
الیزابت: کوک من خیلی گشنمه میشه بریم رستوران
کوک: باشه الان میریم
(پرش زمانی به توی رستوران)
الیزابت:اینجا خیلی قشنگه نه؟
کوک: اره خیلی قشنگه
کوک: چی میخوری؟
الیزابت: هرچی تو بخوری.
کوک: باشه
(پرش زمانی به خونه ی الیزابت)
ویو الیزابت*
وقتی رسیدم خونه زود رفتم اتاقم لباس هامو عوض کردم ارایشمو پاک کردم و رفتم خوابیدم
ویو کوک*
وقتی رفتم خونه یکم کار داشتم پس رفتم به اتاق کارم و کارمو کردم، بعدش هم رفتم اتاقم یه دوش 20 مینی گرفتم و خوابیدم..
شرط های پارت هشتم:
28 لایک
18 بازنشر
💞💞💞💞💞
#رمان #فیک
to mal mani
(پرش زمانی به توی ماشین)
ویو الیزابت*
خیلی گرمم بود برای همین به کوک گفتم که کولر روشن کنه،، خیلی خوابم میومد پس گرفتم خوابیدم و سیاهیی
ویو کوک*
وقتی رسیدیم به الیزابت گفتم که رسیدیم ولی جواب نداد نگاش که کردم دیدم خوابه.
کوک: الیزابت الیزابت(اروم)
الیزابت: ...
کوک: الیزابتتت(کمی بلند)
الیزابت: ها چیه چیشده(ترسیده)
کوک:(خنده) رسیدیم.
الیزابت: اها خب باشه بریم..
(پرش زمانی به موقعی که الیزابت داره لباس عروس انتخاب میکنه)
ویو الیزابت*
لباس عروس های خوشگلی داره باید پرو کنم(پرو درسته؟😭)
رفتم پرو کردم و بعد اومدم بیرون
کوک سرش توی گوشیش بود
الیزابت: کوک
کوک: بل.. ه
ویو کوک*
وقتی الیزابت اومد محوش شده بودم انقدر که خوشگل شده بود
کوک: همین عالیه همینو میخریم
الیزابت: عا باشه
(پرش زمانی به توی ماشین)
الیزابت: کوک من خیلی گشنمه میشه بریم رستوران
کوک: باشه الان میریم
(پرش زمانی به توی رستوران)
الیزابت:اینجا خیلی قشنگه نه؟
کوک: اره خیلی قشنگه
کوک: چی میخوری؟
الیزابت: هرچی تو بخوری.
کوک: باشه
(پرش زمانی به خونه ی الیزابت)
ویو الیزابت*
وقتی رسیدم خونه زود رفتم اتاقم لباس هامو عوض کردم ارایشمو پاک کردم و رفتم خوابیدم
ویو کوک*
وقتی رفتم خونه یکم کار داشتم پس رفتم به اتاق کارم و کارمو کردم، بعدش هم رفتم اتاقم یه دوش 20 مینی گرفتم و خوابیدم..
شرط های پارت هشتم:
28 لایک
18 بازنشر
💞💞💞💞💞
#رمان #فیک
- ۳۰۸
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط