Crown~

Crown~

P17

کاغذارو امضا کردم و دادم دستشون و بعد گرفتن کاغذا گورشونو گم کردن.
حالم از خودم و بدنم بهم میخورد، حس میکردم نجس شدم.
تو حموم‌ انقدر بدنمو سابیدم که میدونستم زخمی میشه ولی هنوزم حس میکردم کثیفم و نیاز دارم لایه های پوستمو از گوشتم جدا کنم تا حس تمیزی بکنم.

از حموم دل کندم و فقط میخواستم بخوابم.

برای اولین بار یه رویا دیدم.
رویایی که شاید برا خیلیا کابوس بنظر میومد‌‌.

ولی رویای خیلی قشنگی بود و نیاز داشتم تو واقعیت هم داشته باشمش؛

بدناشون غرق خون، سلاح دست من، افتخار کردن بابا بهم.

تمام چیزایی بودن که میخواستم، حتی رویاش رو دیدن هم مشتاقم میکرد.
پس چرا انجامش ندم؟عملیش میکنم
ولی قدرتی ندارم، باید قدرتی که ازم گرفتن رو پس بگیرم

"تاجی که ازم گرفتن رو باید پس بگیرم"

هیجوقت از گفتن جمله ای در این حد مصمم نبودم.
دیدگاه ها (۰)

فالوشه💕@kim_mari0

Crown~P16دیار: پس برا چی اومدی اینجا؟[هارلو به کاغذای روی می...

عاشقم باش Part 22

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧 𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 ¹𝐩𝐚𝐫𝐭 ²⁴همینجوری زل زده بود بهم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط