دلم از تمامِ دنیا یک "کلبه ی چوبی" می خواهد ،

دلم از تمامِ دنیا یک "کلبه ی چوبی" می خواهد ،
میانِ جنگلی دور افتاده و سر سبز !
کلبه ای قدیمی و دِنج ، که درهایِ ایوانش به سمتِ آسایش و بیخیالیِ محض ، باز شود ...
کنارِ پنجره اش که نشستم ، یک کوهستانِ مه گرفته و با شکوه را ببینم و روح و جانم تازه شود ...
شب هایِ تابستان ، رویِ پشتِ بامش دراز بکشم ، از زیباییِ بکرِ آسمانِ پر ستاره اش ، جان بگیرم و به رویایِ شبانه ای شیرین و لذت بخش ، سفر کنم ...
و شب هایِ زمستان هم ، با نورِ چراغ هایِ بادی و گرد سوز ، کنارِ آتشِ شومینه ، روی یک صندلیِ چوبیِ دست ساز بنشینم ، کتاب بخوانم و چای بنوشم ...
هر سپیده دم با صدایِ چهچهِ پرندگانِ سر خوش و بی غم ، چشم باز کنم ،
نفسی آسوده و عمیق بکشم و از هوایِ تازه و جانانه ی طبیعتِ جنگل ، لذت ببرم ...
من برایِ دلخوشی ام ، یک کلبه ی دنج و آرام می خواهم ...
جایی که هیچ کس مسیرش را بلد نباشد ...
جایی که بشود به دور از نگاهِ آدم ها ؛
از زیباییِ بکر و دست نخورده ی طبیعتش ، لذت برد ...
جایی که بتوان ، بدونِ هیچ دلهره و تشویشی ؛
برایِ مدتی هم که شده ؛
به معنایِ واقعی "زندگی کرد" !

#کلبه_چوبی #کلبه #طبیعت #تنهایی #تنها #راغب #بارون #جنگل #زندگی #طبیعت_بکر
#مسافرت #دلتنگی #آرامش #پاییز_زیبا
دیدگاه ها (۱)

جاده‌ جنگلی‌های بارون‌زده... جنگل پاسند، بهشهر، مازندران#طبی...

پاییزِ لرستانبیشه درود #طبیعت #لرستان #درود#طبیعت_گردی #منظر...

روستای پراچانطالقان، البرز روستای پراچان يكی از شمالی‌ترين ر...

روستای پراچانطالقان، البرز روستای پراچان يكی از شمالی‌ترين ر...

My bloody love پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط