p

p𝑎𝑟𝑡17
اسم فیک:رویای سلطنتی


جینا:طبیب چان منظورتون چیه....یعنی ولی عهد...نمیتونن...بچه دار شن....


طبیب:درسته بانوی من....


(توجه:زمانی که ولی عهد یه سالش بود به دلیل خوردن داروی اشتباه به این روز افتاد.....ولی خب الان یه برادر....کوچکتر از خودش...داره....که...چهارده سالشه....واسمش.....جیمینه)


جیمین:منظورتون...چیه....مادر...من.نمیتونم..ولی عهد بشم...

جینا:پسرم...خودت...خوب میدونی که برادرت نمیتونه بچه دار شه.....میدونی که...پادشاه حتما باید....بچه دار شه....تا یه نفر باشه تا راهش رو ادامه بده.....اونم تویی....

جیمین:مادر...ولی.....

جینا:همین که گفتم....(عصبی)

جیمین:بله مادر جان...(تعظیم کرد و رفت)

چانسو:برادررر....

جیمین:ثرورم(تعظیم کرد)

چانسو:اوهو...چرا تعظیم میکنی....من باید تعظیم کنم...تو باید ولی عهد شی....راستش....خب خیلی خوشحالم که...من این مریضی رو دارم....چون من از سیاست....و ولی عهد بودن بدم میاد...خودت بهتر میدونی

جیمین:آره برادر.....میدونم....ولی....خب

چانسو:ولی به ولی الانم بیا بریم...‌.بریم غذا بخوریم گرسنمه

جیمین:(خنده ای کرد و گفت:بریم برادر




ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱)

p𝑎𝑟𝑡18اسم فیک:رویای سلطنتیلینو:پس بدین ترتیب....ولی عهد از م...

𝑝𝑎𝑟𝑡19اسم فیک:رویای سلطنتی(جیمین محو دختر بود که یهو با صدای...

p𝑎𝑟𝑡16اسم فیک:رویای سلطنتیدنیلا:بفرمایید داخل...(ملکه و پادش...

𝑝𝑎𝑟𝑡15اسم فیک:رویای سلطنتی(خب حتما براتون سواله چه بلایی سر ...

عشق یک شیطان ویک جوجه تیغی پارت ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط