اسم فیکرویای سلطنتی
𝑝𝑎𝑟𝑡19
اسم فیک:رویای سلطنتی
(جیمین محو دختر بود که یهو با صدای سرباز ها به خودش اومد)
سرباز:ثرورم حال پدرتون....اصلا خوب نیست لطفا هر چه سریعتر....به دیدنشون برین....
جیمین:عا...عا...باشه
(بدو بدو به قصر رفت و رفت بالا سر پادشاه)
جیمین:پدر(بغض و دستش رو گرفت)
لینو:پسرم(بی جون)
جیمین:لطفا مارو تنها نزارین....
لینو:پ...پ...سرم من دیر یا زود....میمیرم....بعد از من....برادرت جانشینه.....ولی زمانی که تو....هجده سالت شد.....تو جانشین......میشی.....ا...ا..لان(بیهوش)
جیمین:پدرررررر(داد)
طبیب:متأسفم....(سرش پایین)
جیمین:منطورت چیه اون زندس
(جینا غش کرد)
جیمین:مادررررر(داد)
(سربازا ملکه رو به اتاقش بردن و طبیب رفت بالا سر ملکه)
روز خاک سپاری~
(پادشاه لینو رو داخل طاووت قرار دادن و اون طاووت رو سوزوندن و بعد خاکش رو داخل دریا ریختن و دعا خوندن)
روز تاج گذاری~
از این لحظه به بعد......لی...چانسو.....پادشاه.....نامیده میشود.....(بلند)
(همه احترام گذاشتن)
ادامه دارد........
اسم فیک:رویای سلطنتی
(جیمین محو دختر بود که یهو با صدای سرباز ها به خودش اومد)
سرباز:ثرورم حال پدرتون....اصلا خوب نیست لطفا هر چه سریعتر....به دیدنشون برین....
جیمین:عا...عا...باشه
(بدو بدو به قصر رفت و رفت بالا سر پادشاه)
جیمین:پدر(بغض و دستش رو گرفت)
لینو:پسرم(بی جون)
جیمین:لطفا مارو تنها نزارین....
لینو:پ...پ...سرم من دیر یا زود....میمیرم....بعد از من....برادرت جانشینه.....ولی زمانی که تو....هجده سالت شد.....تو جانشین......میشی.....ا...ا..لان(بیهوش)
جیمین:پدرررررر(داد)
طبیب:متأسفم....(سرش پایین)
جیمین:منطورت چیه اون زندس
(جینا غش کرد)
جیمین:مادررررر(داد)
(سربازا ملکه رو به اتاقش بردن و طبیب رفت بالا سر ملکه)
روز خاک سپاری~
(پادشاه لینو رو داخل طاووت قرار دادن و اون طاووت رو سوزوندن و بعد خاکش رو داخل دریا ریختن و دعا خوندن)
روز تاج گذاری~
از این لحظه به بعد......لی...چانسو.....پادشاه.....نامیده میشود.....(بلند)
(همه احترام گذاشتن)
ادامه دارد........
- ۳.۱k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط