ڪاش می‌شد از یاد برد؛

ڪاش می‌شد از یاد برد؛
خاطرات خوبہ آدم‌هاے رفتہ و از یاد نرفتہ را
ڪاش می‌شد نسبت بہ بعضے آدم‌ها
بے تفاوت بود و شبیہ بقیہ از ڪنارشان
رد شد، ڪاش می‌شد بعضے آدم‌ها را برای
همیشہ فراموش ڪرد...
آدم‌هایے ڪہ نہ می‌توان دوستشان نداشت،
نہ می‌توان سر از ڪارِ دوست داشتنشان
در آورد
آدم‌هایے ڪہ نا خواستہ، در یڪ بلا تڪلیفیِ
مزمن رهایت می‌ڪنند
ڪاش می‌شد با بعضے نبودن ها ڪنار آمد
ڪاش مے شد بی‌خیال بود...
چقدر ڪاش...
کاش..
کاش.
💙
دیدگاه ها (۰)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

،،خیـلی‌سعـی‌کـردن‌تـو‌ایـن۳۸ سـال‌منـوتـربیـت‌کنـن‌کـه‌نخـن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط