رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۱۰۱

رضا: قرارداد و بستی رفتی بالا حالا شیرینی بده

ارسلان: چی بدم

رضا: معلومه خر ذوقی ها امشب ما رو شام میبری بیرون

ارسلان: مثل اون سری

رضا: نه قول میدم کم انتخاب کنم به خاطر خودم البته

ارسلان: الحمدلله

دیانا: آروم دم گوشش گفتم بریم خونه

ارسلان: بریم ما دیگه بریم خونه

رضا: وا قبلا دلت نمیومد از اینجا دل بکنی ها میخوای زودی بری خونه

انگشت اشاره گرفتم سمتم و گفت

ارسلان: بانو فرمونده بریم خونه

رضا: از کی تا حالا حرف گوشی کن شدی

ارسلان: خانومم گفته

رضا: بله شب ساعت ۹ حاضر باش که قرار همه رو بیارم بالا سرت

ارسلان: زهرمار

دیانا: خدافظ

رضا: خدافظ
دیدگاه ها (۰)

رمان زیبا تر از الماسپارت ۱۰۲دیانا: رفتیم خونه ارسلان رفت حم...

ادیت جدیدم از اردیا 🥰اصکی ممنوع ❌️

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۰۰رضا: او هو ارسلان: سرمو به معن...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۹۹ ارسلان: هنوز کارا مونده بود نش...

Novel panleo ♡ #part⁵⁶ ♡『 paniz 』مچ دستم رو سمت خودم کشیدم و...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_389دسته گل رو همراه شی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط