فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

#یا_امام_رضا
#او_میکشد_قلاب_را
دیدگاه ها (۶)

رعنا چشم های کشیده داشت؛ از آنها که آدم را محو خودش میکند. س...

با آن که مرا از دل خود راند، بگوییدمُلکی که در آن ظلم شود، د...

دست و پا گر بشکند با نسخه درمان می شودچشم گریان هم دمی با بو...

تصنیف قلاب

🏪 #وقت_سلامفقیر و خسته به درگاهت آمدم رَحمیکه جز ولای توام ن...

🏪 #وقت_سلامفقیر و خسته به درگاهت آمدم رَحمیکه جز ولای توام ن...

بحث اعتماد من نیست یجا دیگه خود طرف خسته میشه از همه چی دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط