عشق رسوآ پارت ۳

عشق رسوآ پارت ۳

ویو ساعت شیش
روشا:بیدار شدم و کارامو انجام دادام و ارایش نکردم و برای لباسم هم چون هوا سرد بود و مِه داشت و تاریک بود یه لباس سفید پوشیدم(اسلاید بعد)و موهامو باز گذاشتم سوار ماشین شدم و رفتم برای تهیون حباب ساز خریدم تا بازی کنه و راه افتادم

ویو تهیونگ
توی آشپزخونه بودم که تهیون با خوشحالی بالا پایین پرید که آبجی روشا اومده و بعد رفت جلوی در و با گریه رفت تو اتاقش تعجب کردم وقتی همه اومدن داخل روشا نبود احساس بدی بهم دست داد
بابا ته:پس روشا کجا ست؟
بابا روشا:روشا رفته بود برای تهیون یه چیزی بگیره بخاطر همین دیر کرده
تهیونگ: این تهیون چی داره من نمی‌فهمم روشا انقدر دوستش داره
و همون لحظه روشا وارد شد و سریع جواب داد
روشا:همون چیزی که تو نداریش هه تهیون کجاست؟
مامان ته:تهیونگ نشونت میده دخترم

ویو روشا
از پله ها رفتیم بالا و داشتیم از راهرو رد می‌شدیم که تهیونگ دستم رو کشید و منو چسبوند به دیوار و با چشمای عصبی و خمار بهم زل زده بود
روشا:چته تهیونگ!
تهیونگ:هیششش
پیشونیش رو به پیشونیم چسبوند بعد چند دقیقه ازم جدا شد و بدون حرف خودم رفتم توی اتاق تهیون که پشتم تهیونگ هم اومد تهیون رفته بود زیر پتو و رفتم کنارش نشستم و گفتم
روشا:شنیده بودم از حباب بازی خوشت میاد هوم؟
پتو رو از سرش برداشت و پرید بغلم و حباب ساز رو دادم بهش
تهیون:آبجی روشا
خودشو بیشتر تو بغلم فشرد و خندیدم و تهیونگ داشت نگامون می‌کرد و مامان تهیونگ از پایین گفت که بریم شام

ویو میز شام
مامان ته:خب امروز شرکت چطور بود؟
روشا:بد نبود
تهیونگ: اگه نمیگرفتمش مرده رو پاره میکرد بعد میگی بد نبود؟
روشا:منم هرچی سعی کردم که ولم کنی نمیذاشتی برم پاره اش کنم
جک:آقای جوی رو میگین‌‌‌‌‌؟
روشا:آره خود عوضیش
جک:خوب شد رد کردین وگرنه کلاهبرداری میکرد
تهیونگ:من میگم این دختر آینده رو میبینه شما میگین نه
همه:🤣
و اون شب گذشت و همه رفتن خونه

ویو روشا
احساس میکنم تهیونگ پسر خوبیه برعکس از اون که مسخرش میکنم و میگم دختر باز اون فرق داره اما خلاصه پسر خوبیه دختر باز نیست

ویو تهیونگ
درسته من عاشقش شدم و نمیتونم خودمو کنترل کنم اما اون دوستم نداشته باشه چی؟
توی همین فکرا بودم که خوابم برد

ویو فردا توی شرکت


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۴)

عشق رسوآ پارت ۲ویو فردا صبح روشا:بیدار شدم رفتم دستشویی و ک...

عشق رسوآ پارت ۱ویو روشا از فرودگاه بیرون اومدمو سوار ماشین...

نام رمان:عشق رسوآتعداد پارت:۲۰یا۳۰ یا۴۰ژانر:غمگین-عاشقانه-اص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط