بیتو تنهای تنها سکوتی بر لبانم گشته پیدا

بیتو تنهای تنها سکوتی بر لبانم گشته پیدا
بدون توهیچ هستم ندارم من امیدی به فردا

شبم تاریکو سرده دلم بیتو به غم رو کرده
برای عاشقی چون من سکوتی اینچنین آغاز مرگه
دیدگاه ها (۰)

گفتم دل شکسته باز ، یاد آینه ام رسید خاطر آینه را که چون به ...

چون عهد نمی شود کسی فردا را حالی خوشی دار این دل پر سودا را ...

هرکه در خلوت شب از همه بیدارتر است دلش از زخم زبان خسته و ت...

چه کنم یاد تو، نوری با من است غایبی، اما حضوری با من است

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۹۸جونگکوک سرفه‌ای کرد.دیار به پدرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط