در دل سنگ تاریکی نمیماند
در دل سنگ، تاریکی نمیماند
این گذرگاهِ صبور، انتظاری ست
در پایانِ هر نفس، نورِ ستارهای ست
که آوازِ رهایی سر میدهد
پروانهای که از سنگ میزاد
بالهایش را با مهتاب شست
حتی تونل،
روزی سرودِ دریا را میفهمد
این گذرگاهِ صبور، انتظاری ست
در پایانِ هر نفس، نورِ ستارهای ست
که آوازِ رهایی سر میدهد
پروانهای که از سنگ میزاد
بالهایش را با مهتاب شست
حتی تونل،
روزی سرودِ دریا را میفهمد
- ۳۳۴
- ۱۰ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط