دوباره آمدم با داستانک من چون گشادیم میشه سریال بسازم یه

دوباره آمدم با داستانک (من چون گشادیم میشه سریال بسازم یه

دوباره آمدم با داستانک (من چون گشادیم میشه سریال بسازم یه داستانک کوچیک میسازم 😀👌🏻) خب داستانش از این قراره اون دختر مو صورتیه اسمش آلیس هست و اون آقاهه هم یه دکتر هست (از همونایی که توی ازمایشگاهی بودن که فانی توش بود) خب چی بگم بهتون خو آمپول میزنه دکتره تو چشش بعدش دختره میمیره 😃💖جسدش هم ۴ سال بعد پیدا میکنن
دیدگاه ها (۱)

خب اگه براتون سواله این کیه برو کپشن

My friend ♡:)part.20.*همشون رفتن بیرون جیهوپ جلوم بود کوک کن...

فیک(سرنوشت ) پارت ۴۲آلیس ویو با دستمال نم داری که تو دستم بو...

mbti

پارت ۳۸

شروع دوباره پارت پانزدهم

(پارت آخر)فردا صبح ا‌ت ویواز خواب بلند شدم با ذوق رفتم صورتم...

پارت ۱۵ : گرمهههههههههه مافیا ، چویا : + عرررر حوصلم سر رفته...

#سرنوشت#Part۲۶با هزار جور فکر شیطانی بسمت اشپزخونه رفتم در ی...

سرنوشت)پارت ۲۶با هزار جور فکر شیطانی بسمت اشپزخونه رفتم در ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط