My friend ♡:)
My friend ♡:)
part.20.
*همشون رفتن بیرون حیهوپ جلوم بود کوک کنارم به جبهوپ نگاه میکرد
+..چیزی جا گذاشتین ..
جی هوپ ..اولن که وقتی دوستیم اینجوری حرف نزن ودومن می خواستم یعنی از طرف همه شمارتو از کوک بگیریم اجازه میدی؟ ..
+..دومیو اشکال نداره ولی واسه اولی.... من خیل ازتون کوچیک ترم نمی تونم..
جیهوپ .. مگه چند سالته؟؟..
+..۱۸ونیم..
جیهوپ ..اوه پس چرا اینجای ..
+..چیی؟؟..
جیهوپ..دانشگاه نمیری؟؟..
+..چرا میرم..
جیهوپ..پس چجوری میای شرکت ..
+..معمولا ۳ روز در هفته کلاس دارم که یا قبل شرکت میرم یا بعدش باهم تداخل ندارن کلاسم معمولا ۴ صبحه..
جی هوپ.. اها ..
+..پس طبیعتا نمی تونم غیر رسمی حرس بزنم ..
جیهوپ..میتونی تلاش کن مشکلی نیست فک کن داداشاتیم..
و دوید رفت بیرون برگشتم سمت کوک.
+..پس من دیگه میرم ..
یه قدم بر داشتم که
_..کجا؟..
واستادم بر گشتم سمتش
_..با هم اومدیم باهمم بر می گردیم .می رسونمت..
+..میتونم...
_..حرفمو دوبار تکرار نمی کنم..《حرفشو قطع کرد》
و از کنارم رد شد دنبالش رفتم و سوار ماشین شدیم
+..من واقعا معزرت میخوام..
بدون اینکه نگاه کنه
_..چرا؟؟..
نگاهمو دادم به بیرون
+ ..من سوتی دادم ببخشید..
_..نه اشکال نداره بلاخره که می فهمیدن مهم اینه که نجات پیدا کروم پس ممنون..
+..خواهش میکنم ولی بازم متاسفم اقای جئون ..
_..نمی شه جئون صدام نزنی حس خوبی نمی ده..
+..متاسفانه نمی تونم ..
_..پس صدام نزن ، جز وقتای که مهمه..
یعنی انقدر مزاحمم
همینه من شخص مهمی نیستم
نباید سعی در جلب توجه داشته باشم اصلا
نباید حتی حضورمو تو زندگیش حس کنه
ولب چرا انقدر درد داره
+..《سکوت کرد》
یعد چند دقیقه رسیدیم اون دوتا اسکول دپ در نگران. با چشماشون دنبال چی زی می گتشن که اون من هستم
_..مطمعنی تنها می خوای بری..
+.. بله؟ ..
_..اخه مثل اینکه دوتا خفت گیر دم در خونتن..
تک خنده ای کردم
+..نه نه اونا دوستامن فقط چون بهشون نگفتن نگران شدن حتما..
_..اوهوم ..
+..ممنون که رسوندینم ..
_..نه خونم همینجاست ..
+..چی؟؟..
_..اونجا ..《با دستش به خونه رو به رویی اشاره کرد》
+..اها
+..بازم ممنون..
درو باز کردم پیاده شدم.
بچه ها دویدن سمتم
+..تو خونه بهتون توضیح میدم..
و سریع از کنارشون رد شدم رفتم تو دنبالم اومدن تو
&. وقتی رفتن تو دور زدم رفتم تو پارکینگ و پیاده شدم که کسی در زد
رفتم تو خونه درو باز کردم تهیونگ بود
تهیونگ..بیام تو ..
_..چی شده..
تهیونگ.. بزار بیام می گم بهت ..
از در رفتم کنار رفت خودشو پرت کرد رو کاناپه .
_..چای یا قهوه..
تهیونگ.. هیچی بیا بشین ..
نشستم روبروش
×..خب بهم بگه چجوری بقیه رو عاشق خودت می کنی با این اخلاق گندت ؟؟..
_..چی میگی؟؟..
×..اها می خوای بگی نمی دونی؟؟..
_..دارم می پرسم که بدونم..
×..وای جئون فاکینگ خیلی خنگیییییی احمق..
_..زر بزن ببینم چی شده..
×..خب تو دوست عزیزمو عاشق خودت کردی..
_..کدوم دوستت..
×..فک نکنم بشناسی ولی اسمش دو دو هیه ..
_..چی زر می زنی دوهی ! من رو دوست داشته باشه چرا؟؟..
×..یعنی فک می کنی نداره ؟؟..
_..اگه بگم یک نفر دوسم نداره اون دوهیه ..
×..به چه دلیل..
_..باهام لاس نمیزنه بر خلاف بقیه حتی امروز سعی نکرد کنارم باشه و بهم بچسبه و حتی به اسمم صدام نمی کنه دفعه ی قبلی که از منترم خواستم نقش دوست دخترمو بازی کنه نشست رو پام خودشو به همه جام مالید که مجبور شدم خودم لو بده که باهم نیستیم که دست بر داره ولی امشب بی علاقه گیش به من لو رفتیم..
×..نه نه اشتباه نکن امشب به خاطر اون لو نرفتی به خاطر خودت لو رفتی خب..
_..چی می گی اون منو جئون صدا زد ..
×..ما از قبلش فهمیدیم نو اصلا متوجه نگاهش شدی که فقط رد تو بود قسم می خورم سر کار هزچ وقن چشاش برق نزده جز و
وقتایی که به تو نگاه می کنه اون باهات لاس نمی زنه با بهت نمی چسبه چون دویت داره بخاطر خودت نه بدنت نه پولت و نه واسه خوابیدن باهات اون با نگاهش بهت عشق میده میدونی ما از کجا فهمیدیم چون تو حر وقت ازش تعریف می کردی می خواستی دوست پسرش باشی به طرز زایه ای الکی بود و ما اینو با نگاه کردن به اون فهمیدیم با هر کلمه ی تو تو چشاش به برقی از غم دیده می شد حتی وقتی که بوسیدیش بعر ش که نامجون و دوست دخترش داشن همو میبوسیدن که حواست پیش اونا بود من داشتم اونو می دیدم که انگار قلبش درد می کرد و نمی تونست نفس بکشه مشت اروم میزد به قلبش که بتونه نفس بکشه اون حتی اون دخترو بخاطرت تر کوند ..
_..اگه دوسم داره چرا باید از اینکه بوسیدمش ناراحت بشه..
جا نشد بقیش تو کامنتا..
"تا اونجا که می رین نظر قشتگتونو بهم بگین و لایک کنین"
part.20.
*همشون رفتن بیرون حیهوپ جلوم بود کوک کنارم به جبهوپ نگاه میکرد
+..چیزی جا گذاشتین ..
جی هوپ ..اولن که وقتی دوستیم اینجوری حرف نزن ودومن می خواستم یعنی از طرف همه شمارتو از کوک بگیریم اجازه میدی؟ ..
+..دومیو اشکال نداره ولی واسه اولی.... من خیل ازتون کوچیک ترم نمی تونم..
جیهوپ .. مگه چند سالته؟؟..
+..۱۸ونیم..
جیهوپ ..اوه پس چرا اینجای ..
+..چیی؟؟..
جیهوپ..دانشگاه نمیری؟؟..
+..چرا میرم..
جیهوپ..پس چجوری میای شرکت ..
+..معمولا ۳ روز در هفته کلاس دارم که یا قبل شرکت میرم یا بعدش باهم تداخل ندارن کلاسم معمولا ۴ صبحه..
جی هوپ.. اها ..
+..پس طبیعتا نمی تونم غیر رسمی حرس بزنم ..
جیهوپ..میتونی تلاش کن مشکلی نیست فک کن داداشاتیم..
و دوید رفت بیرون برگشتم سمت کوک.
+..پس من دیگه میرم ..
یه قدم بر داشتم که
_..کجا؟..
واستادم بر گشتم سمتش
_..با هم اومدیم باهمم بر می گردیم .می رسونمت..
+..میتونم...
_..حرفمو دوبار تکرار نمی کنم..《حرفشو قطع کرد》
و از کنارم رد شد دنبالش رفتم و سوار ماشین شدیم
+..من واقعا معزرت میخوام..
بدون اینکه نگاه کنه
_..چرا؟؟..
نگاهمو دادم به بیرون
+ ..من سوتی دادم ببخشید..
_..نه اشکال نداره بلاخره که می فهمیدن مهم اینه که نجات پیدا کروم پس ممنون..
+..خواهش میکنم ولی بازم متاسفم اقای جئون ..
_..نمی شه جئون صدام نزنی حس خوبی نمی ده..
+..متاسفانه نمی تونم ..
_..پس صدام نزن ، جز وقتای که مهمه..
یعنی انقدر مزاحمم
همینه من شخص مهمی نیستم
نباید سعی در جلب توجه داشته باشم اصلا
نباید حتی حضورمو تو زندگیش حس کنه
ولب چرا انقدر درد داره
+..《سکوت کرد》
یعد چند دقیقه رسیدیم اون دوتا اسکول دپ در نگران. با چشماشون دنبال چی زی می گتشن که اون من هستم
_..مطمعنی تنها می خوای بری..
+.. بله؟ ..
_..اخه مثل اینکه دوتا خفت گیر دم در خونتن..
تک خنده ای کردم
+..نه نه اونا دوستامن فقط چون بهشون نگفتن نگران شدن حتما..
_..اوهوم ..
+..ممنون که رسوندینم ..
_..نه خونم همینجاست ..
+..چی؟؟..
_..اونجا ..《با دستش به خونه رو به رویی اشاره کرد》
+..اها
+..بازم ممنون..
درو باز کردم پیاده شدم.
بچه ها دویدن سمتم
+..تو خونه بهتون توضیح میدم..
و سریع از کنارشون رد شدم رفتم تو دنبالم اومدن تو
&. وقتی رفتن تو دور زدم رفتم تو پارکینگ و پیاده شدم که کسی در زد
رفتم تو خونه درو باز کردم تهیونگ بود
تهیونگ..بیام تو ..
_..چی شده..
تهیونگ.. بزار بیام می گم بهت ..
از در رفتم کنار رفت خودشو پرت کرد رو کاناپه .
_..چای یا قهوه..
تهیونگ.. هیچی بیا بشین ..
نشستم روبروش
×..خب بهم بگه چجوری بقیه رو عاشق خودت می کنی با این اخلاق گندت ؟؟..
_..چی میگی؟؟..
×..اها می خوای بگی نمی دونی؟؟..
_..دارم می پرسم که بدونم..
×..وای جئون فاکینگ خیلی خنگیییییی احمق..
_..زر بزن ببینم چی شده..
×..خب تو دوست عزیزمو عاشق خودت کردی..
_..کدوم دوستت..
×..فک نکنم بشناسی ولی اسمش دو دو هیه ..
_..چی زر می زنی دوهی ! من رو دوست داشته باشه چرا؟؟..
×..یعنی فک می کنی نداره ؟؟..
_..اگه بگم یک نفر دوسم نداره اون دوهیه ..
×..به چه دلیل..
_..باهام لاس نمیزنه بر خلاف بقیه حتی امروز سعی نکرد کنارم باشه و بهم بچسبه و حتی به اسمم صدام نمی کنه دفعه ی قبلی که از منترم خواستم نقش دوست دخترمو بازی کنه نشست رو پام خودشو به همه جام مالید که مجبور شدم خودم لو بده که باهم نیستیم که دست بر داره ولی امشب بی علاقه گیش به من لو رفتیم..
×..نه نه اشتباه نکن امشب به خاطر اون لو نرفتی به خاطر خودت لو رفتی خب..
_..چی می گی اون منو جئون صدا زد ..
×..ما از قبلش فهمیدیم نو اصلا متوجه نگاهش شدی که فقط رد تو بود قسم می خورم سر کار هزچ وقن چشاش برق نزده جز و
وقتایی که به تو نگاه می کنه اون باهات لاس نمی زنه با بهت نمی چسبه چون دویت داره بخاطر خودت نه بدنت نه پولت و نه واسه خوابیدن باهات اون با نگاهش بهت عشق میده میدونی ما از کجا فهمیدیم چون تو حر وقت ازش تعریف می کردی می خواستی دوست پسرش باشی به طرز زایه ای الکی بود و ما اینو با نگاه کردن به اون فهمیدیم با هر کلمه ی تو تو چشاش به برقی از غم دیده می شد حتی وقتی که بوسیدیش بعر ش که نامجون و دوست دخترش داشن همو میبوسیدن که حواست پیش اونا بود من داشتم اونو می دیدم که انگار قلبش درد می کرد و نمی تونست نفس بکشه مشت اروم میزد به قلبش که بتونه نفس بکشه اون حتی اون دخترو بخاطرت تر کوند ..
_..اگه دوسم داره چرا باید از اینکه بوسیدمش ناراحت بشه..
جا نشد بقیش تو کامنتا..
"تا اونجا که می رین نظر قشتگتونو بهم بگین و لایک کنین"
- ۱۹۵
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط