همیشه که نباید بنشینیم و

همیشه که نباید بنشینیم و
بدی‌هایِ زندگی‌ِمان را مرور کنیم؛
گاهی باید نشست و
پا بر روی پا انداخت و
خوشی‌ها را شمرد،
چای نوشید و پشت کرد به تمامِ نداشتن‌ها و غصه‌هایی که عمری با آن‌ها زندگی کردیم

صبح بخیر
دیدگاه ها (۲)

دنیا هنوز به خاطر دلخوشی های کوچک ست که زیباست...دلخوشی های ...

‍ ‍ ‍ ‍ #لحظهزندگی همین یه لحظه ست همین حالا تا الان ۳۰ _۴۰ ...

آب جوشی که سیب زمینی را نرم می‌کند،همان آب جوشی است که تخم م...

من از مصاحبتِ آفتاب می آیم،کجاست سایه؟در این کشاکش رنگین، کس...

پلیس در آستانه مافیا پارت 8میخواستم از اجوما بپرسم که اون کی...

PART:5کالیستا قبل از ورود، خیلی کوتاه نفسی کشید؛ نه از استرس...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط