PART
PART:5
کالیستا قبل از ورود، خیلی کوتاه نفسی کشید؛ نه از استرس، از تمرکز. بعد وارد اتاق جلسه شد.
چند نفر پشت میز نشسته بودند. یکی از آنها لبخند زد، دیگری صافتر نشست.«صبح بخیر.»
صدایش نرم بود، اما محکم.
کیفش را روی میز گذاشت، بدون عجله نشست و نگاهش را آرام از یک چهره به چهرهی دیگر چرخاند. نه خیره، نه سرد—دقیق.
نوئلی کنار صندلی او ایستاد و گفت: «میتونیم شروع کنیم.»
کالیستا سرش را کمی تکان داد. لبخند خیلی کمرنگی گوشهی لبش نشست؛ از آنهایی که فضا را آرام میکند، اما مرز را هم مشخص.«خوشحال میشم اول معرفی کوتاهی داشته باشیم بعدش میریم سر اصل موضوع.»
اتاق در سکوتی منظم فرو رفت همه آماده بودند.
نوئلی هنوز چیزی نگفته بود که درِ مقابل باز شد.
یک نفر وارد شد… و اتاق برای یک لحظه بیصدا شد.کیم تهیونگ.
نه با سروصدای مشهورها با همان آرامش خاص خودش. ماسکش را از روی صورت برداشت، خیلی ساده سر تعظیم کوتاهی کرد و کنار صندلیاش نشست. مدیر برنامهاش پشت سر او قرار گرفت.
کالیستا نگاهش را فقط یکبار، خیلی کوتاه بالا آورد.نه آنقدر که کسی فکر کند خیره شده اما کافی برای اینکه حضورش را بسنجَد.«صبح بخیر، آقای کیم.»
صدای او همچنان گرم و کنترلشده بود.
تهیونگ لبخند کوچکی زد. «صبح بخیر، خانم کین. خوشحالم ملاقاتتون میکنم.»
آن لبخند همین یک ثانیه کمی از تنش اتاق را گرفت.
نوئلی نشست و با نگاهی مطمئن پوشه را باز کرد. «خب… حالا که همه حضور دارن، میتونیم شروع کنیم.»
کالیستا با ملایمت سر تکان داد.«پس بفرمایید.»
تهیونگ نگاهش را به او دوخته بودنه به عنوان یک ستاره موسیقی، بلکه شبیه کسی که میخواهد بفهمد طراح پشت برندی که پوشیده… کیست.
مدیر برنامهاش شروع به صحبت کرد، اما تهیونگ نیمنگاهی به کالیستا انداخت
آرام، سنجیده.انگار این جلسه، برای او هم تازه داشت معنی پیدا میکرد.
مدیر برنامه تهیونگ کمی صاف تر نشست و گفت: «اول از همه، ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. همکاری با برندی مثل کایلس برای ما جدیه و ترجیح دادیم از همون ابتدا شفاف و رو در رو صحبت کنیم.»
تهیونگ چیزی نگفت؛ فقط آرام نشست، نگاهش بین نوئلی و کالیستا جابهجا شد.
مدیر برنامه تهیونگ دستهایش را روی میز گذاشت و گفت: «ما طی چند روز گذشته گذشته دادههارو بررسی کردیم؛ مخصوصاً واکنشها به استایلی که تهیونگ پوشیده بود. نتیجه خیلی واضح بود. همپوشانی مخاطبان شما و طرفداران او بالاست، و این یعنی پتانسیل همکاری نهتنها تبلیغاتی، بلکه تصویرساز...از طرف ما اگر شرایط حرفهای و زمانی اجازه بده این همکاری قابل بررسیه. اما قبل از هر چیز میخوایم بدونیم کایلس دقیقاً چه انتظاری از تهیونگ داره، و چرا فکر میکنید این تطابق، انتخاب درستی برای هر دو طرفه.»
تهیونگ آرام نگاهش را به کالیستا انداخت؛ نه پرسشگر، فقط منتظر توضیح.
#taehyung #bts #بی_تی_اس #تهیونگ #وانشات #وانشات_بی_تی_اس #وانشات_تهیونگ #فیکشن #فیکشن_جونگکوک #فیکشن_تهیونگ #کازینو #casino
کالیستا قبل از ورود، خیلی کوتاه نفسی کشید؛ نه از استرس، از تمرکز. بعد وارد اتاق جلسه شد.
چند نفر پشت میز نشسته بودند. یکی از آنها لبخند زد، دیگری صافتر نشست.«صبح بخیر.»
صدایش نرم بود، اما محکم.
کیفش را روی میز گذاشت، بدون عجله نشست و نگاهش را آرام از یک چهره به چهرهی دیگر چرخاند. نه خیره، نه سرد—دقیق.
نوئلی کنار صندلی او ایستاد و گفت: «میتونیم شروع کنیم.»
کالیستا سرش را کمی تکان داد. لبخند خیلی کمرنگی گوشهی لبش نشست؛ از آنهایی که فضا را آرام میکند، اما مرز را هم مشخص.«خوشحال میشم اول معرفی کوتاهی داشته باشیم بعدش میریم سر اصل موضوع.»
اتاق در سکوتی منظم فرو رفت همه آماده بودند.
نوئلی هنوز چیزی نگفته بود که درِ مقابل باز شد.
یک نفر وارد شد… و اتاق برای یک لحظه بیصدا شد.کیم تهیونگ.
نه با سروصدای مشهورها با همان آرامش خاص خودش. ماسکش را از روی صورت برداشت، خیلی ساده سر تعظیم کوتاهی کرد و کنار صندلیاش نشست. مدیر برنامهاش پشت سر او قرار گرفت.
کالیستا نگاهش را فقط یکبار، خیلی کوتاه بالا آورد.نه آنقدر که کسی فکر کند خیره شده اما کافی برای اینکه حضورش را بسنجَد.«صبح بخیر، آقای کیم.»
صدای او همچنان گرم و کنترلشده بود.
تهیونگ لبخند کوچکی زد. «صبح بخیر، خانم کین. خوشحالم ملاقاتتون میکنم.»
آن لبخند همین یک ثانیه کمی از تنش اتاق را گرفت.
نوئلی نشست و با نگاهی مطمئن پوشه را باز کرد. «خب… حالا که همه حضور دارن، میتونیم شروع کنیم.»
کالیستا با ملایمت سر تکان داد.«پس بفرمایید.»
تهیونگ نگاهش را به او دوخته بودنه به عنوان یک ستاره موسیقی، بلکه شبیه کسی که میخواهد بفهمد طراح پشت برندی که پوشیده… کیست.
مدیر برنامهاش شروع به صحبت کرد، اما تهیونگ نیمنگاهی به کالیستا انداخت
آرام، سنجیده.انگار این جلسه، برای او هم تازه داشت معنی پیدا میکرد.
مدیر برنامه تهیونگ کمی صاف تر نشست و گفت: «اول از همه، ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. همکاری با برندی مثل کایلس برای ما جدیه و ترجیح دادیم از همون ابتدا شفاف و رو در رو صحبت کنیم.»
تهیونگ چیزی نگفت؛ فقط آرام نشست، نگاهش بین نوئلی و کالیستا جابهجا شد.
مدیر برنامه تهیونگ دستهایش را روی میز گذاشت و گفت: «ما طی چند روز گذشته گذشته دادههارو بررسی کردیم؛ مخصوصاً واکنشها به استایلی که تهیونگ پوشیده بود. نتیجه خیلی واضح بود. همپوشانی مخاطبان شما و طرفداران او بالاست، و این یعنی پتانسیل همکاری نهتنها تبلیغاتی، بلکه تصویرساز...از طرف ما اگر شرایط حرفهای و زمانی اجازه بده این همکاری قابل بررسیه. اما قبل از هر چیز میخوایم بدونیم کایلس دقیقاً چه انتظاری از تهیونگ داره، و چرا فکر میکنید این تطابق، انتخاب درستی برای هر دو طرفه.»
تهیونگ آرام نگاهش را به کالیستا انداخت؛ نه پرسشگر، فقط منتظر توضیح.
#taehyung #bts #بی_تی_اس #تهیونگ #وانشات #وانشات_بی_تی_اس #وانشات_تهیونگ #فیکشن #فیکشن_جونگکوک #فیکشن_تهیونگ #کازینو #casino
- ۸.۶k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط