حتما ببینید

بیمارستان
اتاق عمل
شوک
خط صاف
ی بوق ممتد
ی ملافه ی سفید
سرد خونه
قبرستون
سرخاک
صدا
اشک
جیغ
گریه
پایان نفس کشیدنم
پایان میدهد به‍ تمام شیطنت هایم
# اونموقع میشم عزیز دل همه
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲: وقتی زمان ایستادهوا سنگین بود. اون روز، برخلافِ همه‌...

چند پارتی جونگ کوک

از دشمنان تا عاشقان

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وششم: نفرینی که در تاریکی زاده شد---گ...

سانزو آروم رد خون رو دنبال کرد تا رسید به بدن پاره پاره شده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط