هر که شد خام به صد شعبده خوابش کردند

هر که شد خام به صد شعبده خوابش کردند
هر که در خواب نشد خانه خرابش کردند

پشت دیوار خری داغ نمودند و بما
وصفی از طعم دل انگیز کبابش کردند

گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند

بازی اهل سیاست که فریب ست و ریا
خدمت خلق ستمدیده خطابش کردند

اول کار بسی وعده ی شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقش بر آبش کردند

آنچه گفتند نشود سرکه نیکو و حلال
در نهانخانه تزویر شرابش کردند

ز که نالیم که غفلت و نادانی ما
آنچه سرمایه ایجاد سرابش کردند

لب فرو بسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گر چه خرسندی و تسلیم حسابش کردند.
دیدگاه ها (۱)

خودم را دوست دارم!همه جا همراهم بوده؛ همه جایکبار نگفت حاضر ...

زندگی را باید احساس کرد 🍃💙ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺷﺘﺎﺏ ﻧﮑﻦﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ...

اینو بفرستین برای اون دسته از آدم های که زندگی و خیلی سخت گر...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هر بار ڪه باران می‌آیداز پرنده‌‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط