هر بار ه باران میآید

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هر بار ڪه باران می‌آید
از پرنده‌‌اے ڪه در من زندانے است
صداے آوازے می‌شنوم
آوازے ڪه غریبانه آشناست

هر بار ڪه خورشید بر درخت و پنجره می‌تابد
قلب من
سیماے جوان‌ترین اندوه خویش را
آشڪارتر می‌بیند
دیدگاه ها (۰)

اینو بفرستین برای اون دسته از آدم های که زندگی و خیلی سخت گر...

هر که شد خام به صد شعبده خوابش کردندهر که در خواب نشد خانه خ...

اونجا که هوشنگ ابتهاج میگه؛تو در من زنده ایمن در تو ما هرگز ...

وقته ی بوو هوس کنه زینه سوم بستونه ایجوری زس استقبال کنن،، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط