رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۴

دیانا، پاهام و شل کردم که دارم میوفتم ولی دستش باعت شد نتونم بیوفتم

ارسلان، ببخشید شما ماشین دارید یا پیاده میرید

دیانا، نه ماشین دارم

ارسلان، باهاتون تا ماشین میام

دیانا، تا ماشین منو برد قبل از اینکه در ماشین و باز کنم گفت

ارسلان، شما حالتون خوب نیست میخواید من ماشین شمارو تا خونتون بیارم البته اگه مطمئنید خودتون میتونید رانندگی کنید

دیانا، گفتم اگه میشه شما ماشین و برونید

ارسلان، نشستم تو ماشین سویچ و ازش
گرفتم ماشین و روشن کردم حرکت کردیم
دیدگاه ها (۴)

رمان رویای من پارت ۵دیانا، یهو اون آهنگه که( منم دیووانه تر ...

رمان رویای من پارت ۶دیانا، از خجالت داشتم آب میشدم یعنی دلم ...

رمان رویای من پارت ۳دیانا، زنگ آخر بود خودم زدم به حال بدی ه...

رمان رویای من پارت ۲دیانا، رسیدم دانشگاه رفتم تو رفتم ثبت ن...

ویو جونگکوکامضا کردم..(چهار ماه بعد)ویو جونگکوک از خواب بیدا...

really love part²⁵ولی سریع پاکش کردم...توی فکر جونگکوک بودم....

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط