#بوسه_مرگ

#بوسه_مرگ
"پارت ۴۸"


با کلافگی درِ کمد رو باز کردم..


نگاهم بین لباس‌ها چرخید.


& اینم از صبحش... حتی نگفت کجا می‌ریم.. (اسلاید دوم)


آخر سر یه لباس ساده انتخاب کردم و بعد از آماده شدن، از اتاق بیرون اومدم..


بوی صبحونه تمام راهرو رو پر کرده بود...


آروم از پله‌ها پایین رفتم.


جونگ‌کوک از قبل سر میز نشسته بود..


طبق معمول قهوه‌ی تلخش رو می‌نوشید و روزنامه‌ای روی میز باز بود..


همین که من رو دید، روزنامه رو بست ..


- بشین.


بدون حرف روی صندلی روبه‌روش نشستم.


یکی از خدمتکارها صبحونه رو جلوم گذاشت.


چند دقیقه در سکوت گذشت..


بالاخره دیگه طاقت نیاوردم.


& حالا می‌گی کجا قراره بریم؟


جونگ‌کوک جرعه‌ای از قهوه‌ش نوشید.

- نه.

اخم کردم.
& یعنی چی نه؟

- یعنی وقتی رسیدیم، خودت می‌فهمی..


پوفی کشیدم.

& تو واقعاً از جواب درست دادن بدت میاد..


مین‌جائه که تازه وارد سالن شده بود، لبخند کوچیکی زد...


جونگ‌کوک همون‌طور که به فنجونش نگاه می‌کرد گفت:

- مین‌جائه.

بله قربان.

- ماشین رو آماده کن.

چشم قربان.


مین‌جائه از سالن خارج شد..


من هم آخرین لقمه‌ی صبحونه‌م رو خوردم و از جام بلند شدم.


& آماده‌ام..


جونگ‌کوک هم بلند شد.


همین که خواست کتش رو بپوشه، بازوی زخمی‌ش کمی لرزید...


این بار بدون اینکه چیزی بگم، خودم کت رو از دستش گرفتم.


چند لحظه با تعجب نگاهم کرد..


آروم کت رو روی شونه‌هاش انداختم تا مجبور نشه زیاد دستش رو تکون بده.


همین که کارم تموم شد، سریع یه قدم عقب رفتم.


& فقط... چون دستت زخمیه.


جونگ‌کوک چند ثانیه ساکت موند.
بعد خیلی کوتاه گفت:

_ ...بریم.


بدون اینکه چیز دیگه‌ای بگه، از عمارت بیرون رفت.....



اما موقع رد شدن از کنار مین‌جائه، مین‌جائه نگاه کوتاهی به جونگ‌کوک انداخت..

برای اولین بار، گوشه‌ی لب جونگ‌کوک خیلی نامحسوس بالا رفت...


اون‌قدر کم که شاید هیچ‌کس جز مین‌جائه متوجهش نشد..


_______________________________


ادامه دارد.....⭐️


شرایط برای پارت بعد:
لایک: ۵
کامنت: ۳
بازنشر: ۳


اینو نگاه کنید و نظر بدید https://wisgoon.com/v/VP5WV5ARP0
دیدگاه ها (۳)

بوسه مرگ "پارت ۴۷" که دیدم دستمو کشید و افتادم تو بغلش...- د...

خوشگلا خواستم بهتون بگم که از الان دنبال ایده می‌گردم واسه ف...

بوسه مرگ "پارت ۲۰"با بی‌حوصلگی از پله‌ها پایین رفتم..بوی قهو...

بوسه مرگ "پارت ۴۲"ویو اتنگاهم تا وقتی جونگ‌کوک از انتهای راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط