جزیره ی هرمز

جزیره ی هرمز

تبِ فریاد مرا ؛باد به ساحل میبرد
بغضِ هر ثانیه را اشک چه مشکل میبرد
من به هر واژه غزل گفته ام از عشق ولی
غصه در آخرِ هر بیت تحمل میبرد
دیدگاه ها (۳۱)

☘ امام زمانم🔅 چه شب‌ها که با ذکر تو سحر شد،چه روزها که با یا...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

برده عمارت جئون

فاصله یک لبخند تا جنون

چند پارتی بازی ممنوع

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط