عاشقانه های شبنم
بر سر شانه ی من ابر شد و هق هق کرد
چو نسیم آمد و یک صبح مرا عاشق کرد
غرق نور ازلی شد همه آفاق تنم
مسِ جانم به زرِ دیده ی خود لایق کرد
چو نسیم آمد و یک صبح مرا عاشق کرد
غرق نور ازلی شد همه آفاق تنم
مسِ جانم به زرِ دیده ی خود لایق کرد
- ۲.۷k
- ۲۶ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط