really love

really love
part⁵

رفتیم لب ابشار تا یکم بازی کنیم
لیلی روی سنگ بزرگی نشست و فقط پاهاشو توی اب گذاشت
همه به هم اب میریختیم که یهو جین یه سطل بزرگ‌ اب رو سر لیلی ریخت
همه لباسامون خیس بود؛ولی لیلی موهاش هم خیس بود
بعد کلییی بازی کردن قرار شد اول پسرا لباساشونو عوض کنن بعد دخترا
ما عوض کردیم و اومدیم بیرون
لیلی اومد سمتم
-آقای جئون وقتی منو الکی میاری همین میشه الان نه لباس دارم نه...
که یه ابنبات از توی ساکم در اوردم کردم توی حلقش
+اینو بخور بعدشم لباساتو بپوش
لباسارو بهش دادم و لبخند کیوتی تحویلم داد
-مرسیییییی
و گونمو بوسید
رفت لباس عوض کنه
وقتی اومد بیرون یه شلوارک پاش بود با یه تیشرت لانگ
خیلی گوگولی بود
رفتیم روی زیرانداز نشستیم تا حالمون جا بیاد
لیلی موهای خیسشو با کلیپس بست و اومد دراز کشید
۱۰ دقیقه نشستیم که جنی و لیلی و جیمین خوابشون برد
تهیونگ جنی و من لیلی رو بغل کردیم که راهی شدیم
جیهوپ:جیمین بیدار شوووو(داد)
+هیسسسسس بیدار میشن
جیهوپ:ببخشید
جیمین پاشد و ما رفتیم
دوباره همون راهو طی کردیم ولی وسطای راه جنی بیدار شد
و متاسفانه یا خوشبختانه ازمون عکس گرفت
رسیدیم به کلبه ولی داخل نرفتیم که همون موقع لیلی بیدار شد
لیسا:لیلی خواب رو بس نمیکنی؟کل راه رو خواب بودی و فقط خوشگذرونی اره؟یه تکونی به خودت بده..فکر نکن وقتی میخوابی کیوتی و همه دوستت دارن،فقط بهت کمک میکنن همین...این مسخره بازیو تمومش کن..فکر میکنی وقتی ارومی همه دوستت دارن؟نه این طور نی‌‌....
و با داد لیلی ساکت شد
-لیسا داری چی میگی؟از صبح تا شب دارم کار میکنم نمیبینی؟برای اهنگ jump تا ساعت ۴صبح بیدارم کلا یه ساعت میخوابم بعدش ۵ صبح بیدار میشم میبینی؟خانوم عشق و حال میکنه و من چی؟چرا انقدر به من بی اهمیتی؟مشکل داره بخوابم؟هرکی باهام خوب باشه باید بینمون جدایی بندازی؟مثل هانا؟میفهمی چی میگی؟(عربده)
لیسا ساکت شد
و لیلی فقط از اونجا دور شد و به سمت جای نامعلوم حرکت میکرد
رفتم دنبالش
داشت گریه میکرد
کشیدم توی بغلم و اروم نوازشش میکردم
+هیسسس..کوچولو اشکال نداره،نمیدونستم انقدر بار روی دوشِته وگرنه هواسم بهت میبود..هرکی بهت بی اهمیت بشه منو هنوز داری خوب؟
دستامو با صورتش قاب کردم..هنوز درحال گریه کردن بود،لیسا حرفای خیلی بی ربطی زد
نشستیم روی چمنا و من گذاشتمش رو پاهام و بغلش کردم
+قضیه ی هانا چیه؟
-اون بهترین دوستم بود ولی لیسا بهش دروغهای الکی درمورد من بهش گفت و اون از من جدا شد..البته دروغ نبود فقط پیاز داغشو زیاد کرد
دیگه چیزی نگفتم و بغلش کردم
اروم شده بود که گفتم
+دیگه هر ساعتی ما خوابیدیم توهم میخوابی!باشه؟
-باشه
برگشتیم کلبه که....
---------------------------------
ادامه دارد...
شرایط:۵تا لایک و ۱۰ تا کامنت
عاشقتونمممم به خدااا♡
دیدگاه ها (۱۱)

really love part⁶برگشتیم کلبه که دخترا داشتن لیسا رو دعوا می...

really love part⁷(دو روز بعد،ساعت ۷صبح)[ویو جونگکوک]صبح احسا...

Really love Part⁴بعدش رفتیم توی اون کلبه چوبی که خریده بودیم...

really love part³که خوابم برد...(ساعت پنج صبح)با اون آلارم ز...

spanish girl:4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط