دستانت بستری از پَر که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بن

دستانت بستری از پَر که هنگام غلبه‌ی خستگی بر آن پلک می‌بندم ، دستانت ذات شعرند در فُرم و معنا ... بی‌دستانت نه شعر بُود ، نه نثر ؛ نه چیزی که به آن ادبیات می‌گویند !

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

سفارشی شدلبخند تـــو اندازه‌ے خورشیدقشنڪَ استچشمان شما معجزه...

عشق خودش خواهد آمد،بی هیاهو.. نمی‌توان از آن فرار کرد..آرام ...

دلتون شاد. لبخند فراموش نشه

بری رنگ آبی آسمون شب میشهبرای تو عادی برای من بد میشه🌸 •_Lov...

دستانتذات شعرند در فرم و معنا ...بی دستانت ...نه شعر بود، نه...

انتظار، در طولِ زمان، شوق را در آدمی می‌کُشد و جایِ آن را با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط