انتظار، در طولِ زمان، شوق را در آدمی می‌کُشد و جایِ آن را

انتظار، در طولِ زمان، شوق را در آدمی می‌کُشد و جایِ آن را با نوعی بی‌تفاوت‌شدنِ ناگزیر عوض می‌کند. وقتی کسی که باید می‌بود، نبود، در واقع پیوندی را در لحظه‌ای که نیاز به حمایت بود، گسست. پس از آن، آمدن و نیامدنش دیگر تغییری در حقیقتِ آن لحظه‌ی از دست رفته ایجاد نمی‌کند؛ چرا که آدمِ امروز، دیگر آن کسی نیست که دیروز در حسرتِ آمدنِ او، لحظه‌شماری می‌کرد.
در واقع، «دیر رسیدن» گاهی به معنای «هرگز نرسیدن» است؛ چون برخی حضورها تنها در «زمانِ خود» معنا دارند.
دیدگاه ها (۲)

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

بسم اللهیکی از فضیلت‌های کمتر دیده‌شده در ، نرمال‌بودن است؛ ...

خیلی‌ها فکر می‌کنند دندان هم نوعی «استخوان» است. اشتباه محض....

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

♨️معنای صاحب الزمان🔸روایاتی نقل شده است که اعمال انسان دوشنب...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۴. معماریِ صبرخالقِ زم...

بسم الله الرحمن الرحیم وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا ف...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

قسمتی از سفرم به کردستان

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط