⁨ ⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگان

⁨ ⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگان

پیش از سفر اربعین، برای خداحافظی خدمت آقا رسیدم. از شوق و سختی‌های شیرین این سفر گفتم و از ایشان خواستم تسبیح سبزشان را به نیابت از خودشان همراه ببرم؛ با آن زیارت عاشورا بخوانم و میان زائران بچرخانم تا هرکس ذکری بگوید و این تسبیح، سوغات زائران برای ایشان شود. فرمودند: «تسبیح را ببر و برایم سوغاتی برگردان.»

شش روز پیاده‌روی گذشت و تسبیح حتی یک لحظه بی‌ذکر نماند. آن را به دست زائران می‌دادم، بر خاک مسیر می‌کشیدم و با غبار قدم‌های عاشقان حسین(ع) متبرکش می‌کردم.

پس از بازگشت، برای آقا تعریف کردم که تسبیح را به چه چیزهایی متبرک کرده‌ام؛ از خاک زیر پای زائران و استکان‌های چای عراقی تا عرق دست مادران، چادر دختران معصوم و در نهایت، ضریح شش‌گوشه. تسبیح را با دقت در دست گرفتند، آن را فشردند، لبخند زدند و فرمودند: «عجب سوغاتی برام آوردی!»

چند سال بعد، در ایام محرم، همان تسبیح را در دستانشان دیدم. با تعجب گفتم: «هنوز نگهش داشته‌اید؟» فرمودند: «بله، سال‌هاست با همین تسبیح ذکر می‌گویم.»

#سیدعلی_خامنه_ای
#seyed_ali_khamenei⁩⁩
دیدگاه ها (۰)

⭕️پرسش: آیا به دست گرفتن تسبیح، ریشه روایی دارد؟🔸در احادیث، ...

🔴 هرجا ذكر اباعبدالله گفته شود، کربلاست...▪️ آقای هادی امینی...

📹 ناگفته‌های افشین علا از گلایه‌هایش در فتنه ۸۸ و نوع برخورد...

﷽سرقبر آیت الله بهجت داشتیم فاتحه ای میخواندیم که مردی آمد ک...

آیا این تصویر، شمایل واقعی امام رضا علیه‌السلام است؟روایتی ع...

اما این پاسخ برای محمد پایان ماجرا نبود. سال گذشته، زمانی که...

🟢 حضرت آیت الله استاد شهید مرتضی مطهّرى از خاطرات خود در بار...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت پنجم :حضرت امام رضا علیه السلام...

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط