تو چه،

تو چه،
می دانی از دلتنگی،
تو چه می دانی از انتظار،
باید من باشی،
تا ببینی چطور ذره ذره ی وجودم،
آب می شود از انتظار آمدنت،
سکوت شاید آخرین گزینه ام باشد،
وقتی میان تمام نبودن ها،
به تویی فکر میکنم،
که ندارمت 😢😢💔💔
دیدگاه ها (۲)

چه شبها، که جان کندم، تا از خیالت عبور کنم، و به مرز صبح برس...

عزیز، راه دورم، تا روزی که زنده ام به انتظارت، خواهم ماند، ا...

لیاقت، آدمـــــــا، دست ما نیست، لایق بودن توانایی همه نیست ...

بعد از تو، به جایی رسیده ام، که نه تنها عاشق نمی شوم، بلکه ع...

❤️‍🩹... می خواهمت !!!همین جا ، تویِ این اتاق ، روبرویِ خودم ...

کهکشانِ چشمانت!عشق زیبای من!متاسف هستم که عاشقت شدم....این ا...

⚠️گاهی نباش !خودت را بردار و کمی دورتر از قافله بایست ،وجودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط