Thirsty for touch

Thirsty for touch
Pt 11
اها اینم ماشین یارو. وایی ببینید این جیمینه. گذاشتنش صندوق عقب.
=کثافتااا صندوق عقب چراااااااا
_جبمین🥺
ن: خب. راه افتاد. داره میره به سمت چهار راه. اینم دوربینای چهار راه. پیچید تو خیابون سونگیام. خب. اینجا هم از خیابون جوسنی و میدون مینگا میگذره و میره یه سمت جاده ی لنگدان. وایی نه.
_چیشد؟
ن: از این جا به بعد دوربین کار نزاشتن.
=اشکال نداره خودمون پیداش میکنیم.
_ممنونم هیونگ بای.
=بای.
ن: موفق باشید.
تهیونگ و کوک راه افتادن و تمام مسیر ها رو طی کردن. رسیدن به جاده لنگدان.کنار پرتگاه ایست کردن و وایسادن. تهیونگ پیاده شد. نگاهی به پایین پرتگاه کرد و جلوتر دید که نور اون پایین روشنه و داره ازش دود میاد
=کوک ببین!!!!
_وایی. اون چیه؟ وایسا برم پایین ببینم چیه.
=وایسا منم بیام.
_خطر داره عـــــــــــــــه
=میام.
_خو بریم.
خلاصه جفتشون با بدبختی رفتن پایین. یه ماشین بود که ظاهرا از پرتگاه افتاده بود پایین. کوک نگاهش افتاد به پلاک ماشین.
_وایی همون ماشینه که جیمین توش بوددددددد
=ای وایییی کوک برو صندوق عقبو ببین.
_نیستش. جیمین نیستش.
=داخل هم چیزی نی. احتمالا برا رد گم کنی و پاک کردن مدارکه. تــــــف
_صبر کن ببینم. این مچ بندو ببین. طرح روش.... منو یاد یه جایی و یه کسی میندازه.... ای وایی.
=چیشده؟
_تهیونگ بدو بریم تو ماشین.
=چیشده کوک؟
_بدو بیا. این علامت رو مچ بند رو قبلا دیدم. طرح تتوی دست این وو. علاوه بر تتو نماد باندشم هست. اونا جیمینو دزدیدن.
=یا خداااااا. اما چرا اخه؟
خلاصه جفتشون سریع سوار ماشین شدن و راه افتادن. کوک پاشو تا ته گذاشته بود رو گاز و مثل سرعت نور رانندگی میکرد. تهیونگ داشبورد رو باز کرد و کلی اصلحه و مهمات آورد بیرون و به کمربند لباسش وصل کرد. بعد یه ربع رسیدن به یه لوکیشن. وسط بیابون. نزدیک یه روستا یه عمارت مشکی بزرگ بود که مطعلق به این وو بود(یکی از مافیا ها و رقیبای تهکوک) کوک ماشینو یه گوشه پارک کرد. قلابو از تو کمربندش برداشت پرت کرد به اون طرف و خودش و تهیونگ رو انداخت اون طرف دیوار. کلی بادیگارد وایساده بودن. کوک و ته تو بع لحظه همشونو کشتن و مکانو پاکسازی کردن. سریع به سمت در رفتن.
_ته. من میرم سمت راست خونه رو بگردم تو هم چپ.کامل پاکسازی کن مواظب باش.
کوک دوید به یه سمت. خدمتکار ها و بادیگارد های این وو تو راهرو بودن. یه بمب بیهوش کننده انداخت وسطشون. دماغشو گرفت و از بینشون رد شد و رفت اونطرف سالن داخل یه راهروی کوچیک. خلاصه به هر اتاقی میرسید میرفت تو ولی چیزی پیدا نمیکرد. کل سمت راست خونه رو گشت ولی چیزی پیدا نکرد. خونه تقریبا خالی بود. زنگ زد به تهیونگ.
_چیزی پیدا کردی؟
=نه. فقط صدا های مشکوک میاد که نمیدونم از کجاس. بیا اینجا احتمال میدم یه اتاق مخفی یا زیر زمینی چیزی باشه.
_اوکی اومدم.
کوک مسیری که اومده بود رو برگشت و رفت پیش ته.
_اوه بیبی خوب پاکسازی کردی. همشون مردن.
=آره. ببین. گوش کن.
... عالیه. حالا حساب کار دست جئون و کیم میاد
... آقای کانگ من میسپرمش به شما. هرکاری میخاید باش بکنید.
... باشه. برو اون گوشه وایسا کاریت نباشه.
=صدای این وو نیست؟
_چرا. صبر کن ردیاب بیارم. خب. ببین. داره این دیوار رو نشون میده.

کوک رفت سمت دیوار و با لگد انداختش.
_هه. بیا ته. ایناهاش.
=دمت گرم.
پشت دیوار کلی پله بود که به سمت پایین میرفت. آروم آروم و مسلح رفتن پایین و به صدا نزدیک تر میشدن. رسیدن به اخرش. یواشکی نشستن که کسی نتونه ببیندشون ولی خودشون دسترسی داشته باشن. کمی که دقت کردن دیدن یه مرد که ظاهرا این ووئه همراه با دوتا محافظ گوشه دیوار وایساده. و یه مرد دیگه هم که پشتش به کوک و ته بود جلوی یه نفر که ظاهرا گروگانشون بود وایساده بود. کوک تفنگشو دراورد و اون دو تا محافظو کشت. این وو سریع تفنگشو دراورد ولی ته سریع از پله ها پرید پایین و به تفنگش شلیک کرد و پرت شد اونور. تهیونگ تفنگشو گرفته بود سمت این وو. اون مرد هم برگشت سمتشون. اون سانگ وو بود. اونم تفنگشو دراورد و به بازوی کوک شلیک کرد. کوک اهی کشید و به تفنگ و پای سانگ وو شلیک کرد. تهیونگ هم این وو رو فلج کرد. نه این وو نه سانگ وو نمیتونستن تکون بخورن و گوشه ای افتاده بودن. کوک تفنگشو گذاشت تو جیبش. با دیدن صحنه روبروش دست و پاهاش شل شد وافتاد رو زانو هاش. تهیونگ تفنگش از دستش افتاد و اشکاش جاری شد.........
ادامه دارد........
دیدگاه ها (۲۲)

Thirsty for touch Pt 10جیمین چاقو رو از کوک گرفت.تهیونگ سر ز...

Thirsty for touch Pt 9صبح شده بود و جمعه بود و قرار نبود برن...

Thirsty for touch Pt 2پسرک کلاهشو دراورد که تهیونگ با دیدنش ...

Thirsty for touch Pt 7٪ اوییی جیمینننننن. شما دوتا. عوضیا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط