بابی المظلوم حتی قضی...

بابی المظلوم حتی قضی...

همان هنگامه اي كه وجود مباركش
بر بلنداي تل ايستاده بود
و نظاره گر وقايع خونين گودالِ قتلگاه
و پرپر شدن تمام هستي اش بود...


ته گودال فقط پیکر تو مانده و من
همه رفتند فقط مادر تو مانده و من

سر و انگشتر و انگشت به غارت بردند
پاره های بدن بی سر تو مانده و من...


#عاشورای‌حسین
#شام‌غریبان
#ام‌‌المصائب
دیدگاه ها (۸)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِبه نام خداوند رحمتگر مه...

به چیزهایی قانع شدیم و برای چیزهایی دعوا می‌کنیم که برای بچه...

ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه در آمد، آسمان غریدن گرف...

دیشب دستش را بوسیدم چقدر عطر خوبی میداد چه مرد شایسته ای بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط