از یه حجره کوچیک شروع کرد...

از یه حجره کوچیک شروع کرد...
با یه مداد، تاریخ نوشت .کارخونه ساخت، بازارو تکون داد،..

و هیچ‌وقت تسلیم نشد. و بیک رو به بازار ایران آورد.
علی اکبر رفوگران، مردی که خودکارو آورد…
اما خودش، یه داستان بود.
دیدگاه ها (۰)

حرفهای تلخ مریم مومن درباره سختی هایی که مادرش کشید تا او کم...

خدایا عدالتتو شکر!نظرم در مورد استخر فرزان جان متاسفانه قابل...

تیپ و قیافه رو میشه با پو.ل درست کرد هیکل بد نهایت با شیش ما...

✅ آدم حسابی ذاتش به دادش میرسه نه کت شلوارش🤌

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

ᴘᴀʀᴛ ۱۷ | یه روز متفاوتصبح روز بعد...حیاط پرورشگاه مثل همیشه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p6نینا با تعجب نگاهش کرد.«پس چرا هیچ‌وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط