در

در بستی و رفتی و انگار دری نیست
در ذهن هزاران در و از در اثری نیست

امید به راهی نه دری هست و پناهی
در شهر غریب و دگر از تو خبری نیست

محمد خوش بین
دیدگاه ها (۱)

حضرت عشق

نمانده است

مرا در خویش پیدا کن

مقصد عاشق

شب بخیر عزیزان جان

دو غزل نذر دو تا دیدهء زیبا کردم عاشق شعر شدم شور تماشا کردم...

دو غزل نذر دو تا دیدهء زیبا کردم عاشق شعر شدم شور تماشا کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط