گفت از حالت بگو، گفتم:

گفت از حالت بگو، گفتم:
دلی ویران، سری حیران، غمی بی‌پایان،تنی بی‌جان....
دیدگاه ها (۰)

والا بخدا😂

هر دویِ مایک نفر را تنها گذاشتیم،اول تو مراو سپس من خودم را....

خواستم زنده بمانم‏و فکر کردن به تو تنها سلاحم بود

‏حال من؟ دلی ویران، سری حیران، غمی پنهان، تنی بی جان...ادیتی...

به خود بنگریمرکز عالم جان و دلی این همه دیگران گفتند ز تو تو...

دلی دادم رفتجان بی جانی بود دادم رفتعشق بی تابی بود که دادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط