Friend and enemy/part12
Part12/friend and enemy
ویو جیکسا
اومدم ادکلن بزنم که بوی ادکلن اذیتم کرد
یادم رفت دکتر گفت برای آسمت نباید زیاد ادکلن استفاده کنی
عطر از دستم افتاد و افتادم رو دوتا زانو هام نفسم بالا نمیومد قلبم درد میکرد شروع کردم به سرفه کردن که تهیونگ جلو پاهام زانو زد
_چت شد ها
+(سرفه)
_هعی خوبی؟چته
+اس.....پریه....آس...مم.....توی....کیف...مه.....برام....بیا...رش(سرفه)
_وایسا الان میارم
تهیونگ یکی از خدمتکارارو صدا کرد تا اسپری آسم جیکسا رو بیارن وقتی آوردن تهیونگ با عجله رفت سمت جیکسا
_بیا بگیرش
جیکسا سه تا پاف از اسپری زد تا نفسش درست شه الان حالش خوب بود
+مرسی
_مگه آسم داری؟
+بله
_چرا نگفتی بهم ها(عصبی)
+ببخشید
_اگه بخاطر ادکلن میمردی چی(داد.عصبی)
+یادم رفت بگم
_اوکی بلند شو برو بیرون
+چشم
ویو تهیونگ
اصلا نمیدونستم مشکل آسم داره اگه میمرد باید چیکار میکردم
خم شدم ادکلن رو برداشتم و گذاشتم سر جاش کتم رو پوشیدم رفتم پایین سوار ماشینم شدم رفتم سمت باند
تو راه به جیکسا فکر میکردم آخه چرا انقدر شبیه الی منه
جالبه حتی فامیل هم نبودن
رسیدم به باند تا غروب کار داشتم
بعد از خسته و نفله برگشتم خونه حدودا ساعت هفت غروب بود
که یهو صدای داد و بیداد اومد
رفتم سمت آشپز خونه
ویو جیکسا
امروز بعد رفتن تهیونگ شروع کردم به شستن ظرفا و تی کشیدن
و کلی کاره دیگه ساعت نزدیکای هفت غروب بود خسته اومدم سمت آشپزخونه تا آب بخورم و بعدش برم حموم که هانا و لیلی اومدن جلوم
هانا. هعی دختره جن..ده چیکار کردی که انقدر توجه تهیونگ رو جلب کردی ها(داد)
+هوی لغب خودتو به من نچسبون بعدم مگه چیشده
هانا. چیشده ها؟چرا انقدر نگارت بود ها مگه نگفتم بهش نزدیک نشو(داد)
+بگو کو..نت واسه همین میسوزه
هانا. خفه شو هر..زه خیابونی تو گوه خوردی نزدیکش شدی
+چیمیگی تو گمشو اون ور میخام برم
هانا یه سیلی محکم به جیکسا میزنه و جیکسا میره جبران کنه که یهو......
ادامه دارد.....
شرایط پارت بعد
۳۴تا لایک
۲۵تا کامنت
۱۰تا بازنشر
ویو جیکسا
اومدم ادکلن بزنم که بوی ادکلن اذیتم کرد
یادم رفت دکتر گفت برای آسمت نباید زیاد ادکلن استفاده کنی
عطر از دستم افتاد و افتادم رو دوتا زانو هام نفسم بالا نمیومد قلبم درد میکرد شروع کردم به سرفه کردن که تهیونگ جلو پاهام زانو زد
_چت شد ها
+(سرفه)
_هعی خوبی؟چته
+اس.....پریه....آس...مم.....توی....کیف...مه.....برام....بیا...رش(سرفه)
_وایسا الان میارم
تهیونگ یکی از خدمتکارارو صدا کرد تا اسپری آسم جیکسا رو بیارن وقتی آوردن تهیونگ با عجله رفت سمت جیکسا
_بیا بگیرش
جیکسا سه تا پاف از اسپری زد تا نفسش درست شه الان حالش خوب بود
+مرسی
_مگه آسم داری؟
+بله
_چرا نگفتی بهم ها(عصبی)
+ببخشید
_اگه بخاطر ادکلن میمردی چی(داد.عصبی)
+یادم رفت بگم
_اوکی بلند شو برو بیرون
+چشم
ویو تهیونگ
اصلا نمیدونستم مشکل آسم داره اگه میمرد باید چیکار میکردم
خم شدم ادکلن رو برداشتم و گذاشتم سر جاش کتم رو پوشیدم رفتم پایین سوار ماشینم شدم رفتم سمت باند
تو راه به جیکسا فکر میکردم آخه چرا انقدر شبیه الی منه
جالبه حتی فامیل هم نبودن
رسیدم به باند تا غروب کار داشتم
بعد از خسته و نفله برگشتم خونه حدودا ساعت هفت غروب بود
که یهو صدای داد و بیداد اومد
رفتم سمت آشپز خونه
ویو جیکسا
امروز بعد رفتن تهیونگ شروع کردم به شستن ظرفا و تی کشیدن
و کلی کاره دیگه ساعت نزدیکای هفت غروب بود خسته اومدم سمت آشپزخونه تا آب بخورم و بعدش برم حموم که هانا و لیلی اومدن جلوم
هانا. هعی دختره جن..ده چیکار کردی که انقدر توجه تهیونگ رو جلب کردی ها(داد)
+هوی لغب خودتو به من نچسبون بعدم مگه چیشده
هانا. چیشده ها؟چرا انقدر نگارت بود ها مگه نگفتم بهش نزدیک نشو(داد)
+بگو کو..نت واسه همین میسوزه
هانا. خفه شو هر..زه خیابونی تو گوه خوردی نزدیکش شدی
+چیمیگی تو گمشو اون ور میخام برم
هانا یه سیلی محکم به جیکسا میزنه و جیکسا میره جبران کنه که یهو......
ادامه دارد.....
شرایط پارت بعد
۳۴تا لایک
۲۵تا کامنت
۱۰تا بازنشر
- ۲.۰k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط