روایت دردناک معاون ابومهدی از لحظه شهادت حاج قاسم: در میا

روایت دردناک معاون ابومهدی از لحظه شهادت حاج قاسم: در میان پیکر شهدا هر چه گشتم اثری از حاج قاسم نبود
کمی دورتر دست حاجی را وقتی دیدم دنیا روی سرم خراب شد بچه های عراقی منتظر بودن بگویم این دست حاج قاسم نیست ترسیدم دشمن حتی به دست حاجی تعرض کنند و گفتم این تکه‌ای از قرآن است و آنرا برداشتم به داخل ماشین خودم بردم
دیدگاه ها (۱)

Twenty four

part : 40chapter : 2آروم آروم از راهرو رد شدم و در اتاق ویلی...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁵(چه‌رین+)(تهیونگ–)(پ...

#روایت | بچه‌های مَردم 🍃فرار از مسئولیت📷 نفر سمت چپشهید اسما...

🔺 روایت سردار باقرزاده از وضعیت پیکر سپهبد شهید قاسم سلیمانی...

وقتی نزدیک بود استقبال گرم عراقی‌ها منجر به ترور حاج قاسم شود

دیدار محبوب در جزیره مجنون؛ سه راهی شهادت وقتی حاجی در حال ب...

🔴 روایت سردار باقرزاده از وضعیت پیکر #شهید_قاسم_سلیمانی و دی...

اولین سالگرد حاجی بود که من عین برخی از مردم بخاطر مشکلات او...

🔰بیعت جهان مقاومت با سردار سلیمانی از آفریقا تا آسیا _ کیهان سه شنبه 14 دی 1400🔰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط