پارت 8:

پارت 8:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
ویو ات:
نشستم سر میز و همراه بقیه شروع کردم به خوردن😋
چند دقیقه بعد یهو پدرم گفت:(علامت پدر ات:/)
/امشب جایی دعوتی م  پس لطفا بعد غذا کار هاتون رو بکنید و ساعته 7:30 راه میفتیم.(الان ساعت 1 هس)
کجا؟
/خب داریم میریم خونه ی اقای کیم!
اووو،همون رییس اصلیت؟
/بله.
چرا؟
/برای اینکه..
مامان نذاشت بابا کامل حرف بزنه و گفت:
*ات،پدرت گفت می ریم مهمونی حتما باید دلیل خاصی داشته باشه؟
☆اخه ما چرا باید بریم اونجا؟ما تا حالا با اونا ارتباطی نداشتیم!
/راستش...
*میفهمین!(جدیییی)
باشه باشه!حالا بخوریم؟
*بفرما.
/بفرما.
☆من نمیخورم باید برم لباس انتخاب کنم!
*حالا وقت هس!
☆نه نه!نمیشه که جلو پسرای اقای کیم به اون جذابی لباسی بپوشم که با وقت گذاشتن انتخاب نشده!
/دخترم!اون پسره بزرگتر با دخترا رابطه ی خوبی نداره پس زیاد پیشش نرو(جدی و با لحن تند اما پدرانه)
☆خودم میدونم چیکار کنم کسی دخالت نکنه!(الان فهمیدین خواهر ات چجوری ادمیه؟😑)
اری رفت بالا و من ادامه دادم:
بابا!
/بله؟
چرا با دخترا رابطه ی خوبی نداره؟؟
/نمیدونم اقای کیم گفت؛اما یروزی میفهمی!
هااااا!من چرا باید بفهمم؟(با تعجب)
/چون..
*عزیزممم!بسه انقدر صحبت نکنید😡
/چشم.
اوک؛
نمیدونم چرا مامان امروز انقدر نگران و هل بود اما گفتم شاید چیزه عادی باشه🤷🏻‍♀️ولی واقعا به مامان و بابا مشکوکم🤔
ادامه دارد... 🎀
حمایت؟❤️‍🩹
اسلاید دوم چهره ی ات
اسلاید سوم چهره ی اری
بچه ها پدر ات روسی هست به همین دلیل اری به باباش رفته و ات کره ای هست و به مامانش رفته و هردو(اری و ات)به زبان روسی و کره ای مسلطن اما ات به انگلیسی هم مسلطه🫀
لطفا همراه لایک بازنشر هم بزنیددد🥺✨
دیدگاه ها (۲)

بانووووووووو😭🛐چجوری بعضیا بهش هیت میدن؟😑🫀

خنده هاش هم کیوت هم خنده دار🥺💘🛐

اینو گذاشتم برا سینگل به گورا😂ببخشیدا😂

ولی بیاید قبول کنیم کانگ به یوجونگ بیشتر میاد تا به سوهی🥺🎀🛐

ات دختری بود که کور رنگی داشت و خب به این متفاوت بودن عادت ...

پارت6:«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻» شتابان رفتم سمت ماشین! سریع نشستم و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط