ای علمدار کربلا…
ای علمدار کربلا…
ای ماهِ وفاداری، ای آیینهی غیرت، ای دستهای بریدهای که هنوز هم پرچمِ امید را در دلها برافراشته نگه داشتهاند…
عباس جان،
نامت که میآید، دل آرام نمیگیرد؛
نه از شوقِ دیدنت،
از داغِ نرسیدن به معرفتِ تو میلرزد.
تو فقط برادرِ حسین نبودی؛
تو تکیهگاهِ عطش بودی،
پناهِ کودکانِ خیمهها،
و آخرین امیدِ دلِ زینب.
وقتی دستانت را در راهِ حق دادی،
فهمیدیم که وفاداری یعنی چه؛
وقتی کنارِ فرات، آب را به لب رساندی و ننوشیدی،
فهمیدیم که انسان میتواند از تشنگی بگذرد،
اما از غیرت نه.
ای عباس…
هر بار که دلمان میشکند،
نام تو مرهمی میشود بر زخمهای ناگفتهمان.
ما از تو، فقط شجاعت نخواستیم؛
ما از تو یاد گرفتیم که
در سختترین لحظهها هم
میشود کنارِ حق ماند،
حتی اگر قیمتش، جان باشد.
سلام بر تو،
بر دستانِ وفادارت،
بر نگاهِ آرامت،
بر غیرتِ بیپایانت،
و بر دلِ بزرگی که در کربلا جاودانه شد.
یا ابالفضل العباس، ادرکنی…
ای ماهِ وفاداری، ای آیینهی غیرت، ای دستهای بریدهای که هنوز هم پرچمِ امید را در دلها برافراشته نگه داشتهاند…
عباس جان،
نامت که میآید، دل آرام نمیگیرد؛
نه از شوقِ دیدنت،
از داغِ نرسیدن به معرفتِ تو میلرزد.
تو فقط برادرِ حسین نبودی؛
تو تکیهگاهِ عطش بودی،
پناهِ کودکانِ خیمهها،
و آخرین امیدِ دلِ زینب.
وقتی دستانت را در راهِ حق دادی،
فهمیدیم که وفاداری یعنی چه؛
وقتی کنارِ فرات، آب را به لب رساندی و ننوشیدی،
فهمیدیم که انسان میتواند از تشنگی بگذرد،
اما از غیرت نه.
ای عباس…
هر بار که دلمان میشکند،
نام تو مرهمی میشود بر زخمهای ناگفتهمان.
ما از تو، فقط شجاعت نخواستیم؛
ما از تو یاد گرفتیم که
در سختترین لحظهها هم
میشود کنارِ حق ماند،
حتی اگر قیمتش، جان باشد.
سلام بر تو،
بر دستانِ وفادارت،
بر نگاهِ آرامت،
بر غیرتِ بیپایانت،
و بر دلِ بزرگی که در کربلا جاودانه شد.
یا ابالفضل العباس، ادرکنی…
- ۳۹۳
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط