من بودم و دلی و هزاران شکستگی

دیدگاه ها (۰)

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم...

🫀💫مهمان جهان شد جان شد ،در تن من...

گفتم من شکسته‌تر از آنم که بتوانم تو را از دست بدهم. خندیدی....

وازمن استخوان‌هایی باقی می‌مانَد،که تورادوست داشتند:🖤

استند سه کشو

میدونید ؛من اگه کنار کسی هم بودم و کاری هم براش کردم فقط بخا...

مرحوم شادروان کربلایی جانی خان زارع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط